X
تبلیغات
ژورنالیزم و تلویزیون

ژورنالیزم و تلویزیون

تلویزیون و جامعه امروز رساله تحقیقاتی از منابع مختلف "نقیب الله پویا"

 

وزارت تحصـــيلات عــالي

پوهنــــــــتون بلخ

دانشکده ادبيات و علوم بشري

رشـته ژورنالــــيزم

 

 

  

   

تلـــــويزيون و جامـعه امروز

 

پايان نامه تحصيلي دوره ليسانس

 

  

 

تهيه کننده: نقيب الله "پــــــــويا"

استاد رهنماء: پوهنیار محمد نظری

 مزارشريف:  1386

 

 

 

 

 

  

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:40  توسط نقیب الله پویا   | 

پيشگفتار:

   مسرورم ازینکه پس از سپری شدن چهار سال زمان تحصیلم در دانشگاه بلخ تحت نظر استادان گرانقدرم، عصاره از داده هاي آن را تحت نام تلويزيون و جامعه امروز مجموعه را براي خوانندگان محترم به عنوان پايان نامه تحصيلي به قيد قلم آورده تقدیم بدارم, چکيده حاضر روي تعاريف و آفات امواج سيل آساي تحولات و پيامد هاي آن در جامعه امروزي بحث شده و آنرا در پيوند مقوله  رسانه که  رکن اساسي و بنيادي را در جوامع امروزي تشکیل میدهد و اساسي را در گسترش ارزش ها و هنجارها است به بحث گرفته ايم.

   رسانه هاي امروزي با که با پيشرفت تکنالوژي جديد (انترنت,کمپيوتر) برجسته شده  به سرعت سيماي جوامع مخاطب را تغيير ميدهد که در واقع محراق گفتمان ژورناليزم امروز را فرهنگ جهاني شدن ارتباطات تشکيل داده است.

رساله دست داشته شما مشتمل اين بحث است:

فصل اول به تعريف تلويزيون اختصاص داده شده است. و فصل دوم را يک ديد کلي نسبت به رسانه ي تلويزيون تشکيل مي دهد. در فصل سوم سير اقتصادي و اجتماعي تلويزيون و فصل چهارم  آن به معرفي مفصل شبکه هاي فعال تلويزيوني در افغانستان  می پردازد و بلاخره در فصل پینجم چندين ويژه-ديد مرتبط به رساله را گنجانيده شده است.

هرچند دايره اين بحث بسياروسيع است و از حوصله  مجموعه حاضر بیرون است بنابران نمي توان محتوي دست داشته را مکمل دانست آرزو مي کنم که اين رساله روزنه براي مراجعه مطالعات عميق و جامع شما گردد.

در اخير از دوستانم که در مجموعه حاضر همکاری نمودند و خصوصا از استاد محترم پوهنیار محمد نظری که در قسمت جمع آوري معلومات و منابع مرا همکاري کردند. قلباً سپاس گذاري نموده آرزوي موفقيت هاي مزيد مي نماييم.

 

 

نقيب الله پويا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:4  توسط نقیب الله پویا   | 

مقدمه :

    تحولات  تکنالوژي تمام ابعاد زنده گي اجتماعي بشرچي در گذشته و حال را متحول ساخته و درهرعرصه گام هاي نوين برداشته شده است. شيوه زنده گي، طرزتلقي، افهام و تفهيم، مبارزه افکار درگيرتکنالوژي درقرن بيست شد. امروز شيوه و روش هاي حيات به نوعي بستگي به ماشين آلات دارد. قرن بيست يک جهان برقي را تولد داد: توليد راديو، تلويزيون، انترنت، مبايل وغيره لوازم ارتباطي که به قوه برق احتياج داردكه برق نيززنده گي انسان ها را به خودش وابسته ساخت. سهولت در کار ها ، توليدات زود هنگام، جهان گير شدن اطلاعات، پوشش گسترده تبادل افکاردررابطه به موضوعات مختلف به کمک وسايل برقي تحول و انقلاب را درزنده گي اجتماعي انسان ها به وجود آورد، حتي که جوامع به ترقي امروزي اش معتقد نبوند.

      رفتن انسانها به ماه ديگر سفر استوره يي ومحال نبود. پرتاب کپسول هاي فضايي، نصب آنتن وماهواره هاي چندين هزارکاناله، تماشاي چند بارساحه خارج زمين توسط وسايل ارتباطي برقي زنده گي بشررا بشتربه طرف زنده گي برقي شدن مي کشانيد. انسان قرن بيست ديگر زنده گي خودرا درميان امواج وسايل ارتباطي سپري مي کرد. ازآغازپيدايش در شفاخانه هاي مجهزبا برقي يه دنيا مي آيند.

    تلويزيون وسيله اطلاعاتي، جعبه جادوي درمحوربحث ما قرار دارد. و جامعه که ازان متاثراست دربحث اين مونوگراف نيزدخيل ميباشد. تلويزيون درآغازبه پيمانه امروزي بحث برانگيز نبود زيرا جوامع ازآن در ابتدا به حيث يک وسيله سرگرمي استفاده ميکردند و تلويزيون هم هرکس را به خودش سرگرم مي ساخت. با گذشت چند سال بعد از دوره کودکي مستقيم به يک خانواده بزرگ تبديل شد. 

   تلويزيون به حدي توانا شد که رجال بزرگ سياسي از آن به عنوان وسيله بهتر براي پيش برد اهداف سياسي خود استفاده مي کردند. به حدي که حتي بالاي قدرت  نونظامي دست کشيده است. بعد از جنگ دوم جهاني آغازجنگ مفکوره برملاشد. وسيله که اين جنگرا رهبري مي کرد تلويزيون بود. تلويزيون با داخل شدن به دايره سياستهاي جوامع مختلف بزرگ و با داخل شدن به دايره سياست زمينه جنگ گرم را سازماندهي کرد. اين وسيله صندوق مانند و کوچک در خودش، حکومت ها را بلعيد ودر ضمن دولت ها در جوامع تولد داد.  

     در كشور عزيز ماافغانستان که بيشتر ازاين وسيله موثردراين اواخر استفاده بعمل مي آيد مورد بررسي قرارگرفته است و همچنان بعضي تاثيرات کلي که تلويزيونهاي خصوصي که قابل مشاهده نيز به بحث گرفته شده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 12:8  توسط نقیب الله پویا   | 

فصل اول: تلويزيون

 

 فصل اول

 

 دستگاه قابل حمل تلويزيون

تلويزيون: به انگليسي television و به فرانسوي télévision آله ارتباطي براي پخش و دريافت تصاويرمتحرک و صداها ازمسافتي دوراست. به مجموعه فراهم کننده و پخش کننده اين تصاوير، سيما گفته ميشود و دستگاه گيرنده برنامه‌هاي سيما، دستگاه تلويزيون نام دارد. واژه تلويزيون که از زبان فرانسوي به فارسي راه يافته است خود واژه اي دورگه است که بخش نخست آن از واژه يوناني تله (دور) و بخش دوم آن از واژه لاتين ويزيو (ديد) گرفته شده است. با اينکه در بيشتر زبان ها همين واژه تلويزيون (البته با تلفظ هاي بسيار گوناگون) به کار ميرود برخي زبان ها واژه‌ هاي خود را براي اين مفهوم دارند.  براي نمونه در زبان آلماني براي تلويزيون هميشه واژه فرينشهين Fernsehen به کار برده ميشود که معني واژگاني آن «دورديد» است.  يا در زبان آلماني نيدرساکسني به تلويزيون (کيکشپ)  Kiekschapp مي‌گويند که معني لغوي آن «نگرش» است و در فارسي به آن بعضي سرزمين هاي فارسي زبان جعبه جادويي که درافغانستان همه آنرا تلويزيون ميگويند.

 

سيروجود تلويزيون

بعد از راديو، تلويزيون به شبکه صوتي و تصويري در جوامع پيشرفته دنيا عرض اندام  نمودکه بزودي پيشرفت هاي گسترده را نايل گرديد. امروزه تقريبآ، تلويزيون  در همه کشور هاي دنيا پديده نو و جديد نيست. بيشتر از آن حتي در گاهي اوقات زنده گي کردن بدون تماشاي تلويزيون خسته کن تمام ميشود، تلويزيون با نفوذ چشم گير با برنامه هاي سياسي وخبري داغ توانسته است تا علاقه مندان اين بخش خودرا سرگرم و مصروف داشته باشد. به اين لحاظ  تلويزيون نه تنها گيرنده هاي سرگرمي پرست خودرا با خود معتاد ساخته بلکه سياسييون هم به اين آله ( تلويزيون) نياز مبرم دارند.

 

تلويزيون از ديد فني

  امروز تلويزيون مثل خواهر يا برادر يا يکي از اعضاي خانواده ما محسوب مي‌شود. با اين تفاوت که اين عضو جديد براي همه خانواده‌ها يکطوراست. اين حالت تلويزيون ، باعث شده که ما هر روز بيشتر به اين عضو جديد عادت کنيم وعلاقه  داريم تا برنامه هاي متنوع‌ تري ازآن مشاهده کنيم.

  تصورکنيد کساني ‌که برنامه ‌هاي تلويزيون را مي ‌سازند بايد براي آنکه اين عضو جعبه مانند خانواده ما خاموش نماند و يک چيزي نشان بدهد،‌ چه تلاشي بکنند .هم تلاش براي روشن ماندن و هم براي آنکه بدانند اين عضو در خانواده‌هاي‌ ما چه بگويد و چه نگويد.

     در تلويزيون کسانيکه برنامه سازي مي‌کردند،‌ ازابتداي به وجود آمدن تلويزيون فکرمي کردند تا چگونه حرفي را که مي‌ خواهند بگويند،‌ بگويند؟ و چطور مي ‌شود حرفهايي را که مردم کمتر ممکن است بپذيرند،‌ به آنها بقبولانند؟

اين تلاشها باعث شد تا برنامه سازان با معجزه اين جعبه آشنا شوند تا اينکه بيشتر و بيشتر سرمايه ها و هزينه هاي را صرف توليد ساختن برنامه‌‌هاي تلويزيوني و به وجود آوردن شبکه‌هاي تلويزيوني کردند. به همين دليل تلويزيون براي ما عضو جداناشدني شده است.

 

آنچه امروز براي ساختن برنامه در تلويزيون مهم است:

 .1 يافتن موضوع براي برنامه تلويزيوني(چه موضوعي را براي ساختن يک برنامه  تلويزيوني انتخاب کنيم؟)

 .2 تبديل آن موضوع به يک برنامه تلويزيوني (موضوع را به چه شکل برنامه اي دربياوريم؟)

 .3 استفاده کردن از تجهيزات فني جديد براي ساخت برنامه (بايد ياد بگيريم که از هر وسيله فني چگونه استفاده کنيم؟ بايد متوجه باشيم چه وسايل جديدي آمده‌ است و به چه کاراستفاده ميشود؟)

اينکه کدام موضوعي مناسب است بستگي دارد به وسيله‌اي که انتخاب مي‌ کنيم و بيننده‌اي که مي‌بيند.

 

 

محدوديت‌هاي موضوع:

 1 بعضي از برنامه ها نياز دارند تا قبل از توليد با مقدمات زيادي آماده شوند. مثلآ تحقيقات و پيدا کردن تصاوير کافي.

 2 براي بعضي برنامه‌ها بايد مراحلي قبل از توليد انجام شود مانند تهيه مثالها ، مدلها ، گرافيک هاي کمپيوتري و غيره.

 3  بعضي برنامه‌ها نياز به فضاي وسيعي براي ضبط و توليد خوب دارند.

 4 بعضي برنامه هاي که زنده نشرميشود، حتمآ داراي کمي خلا ها و خاليگاه ها ميباشد، ولي برنامه هاي ضبطي به ويرايش خوب ومهار ضرورت دارد.

 

نکات مورد تاکيد برنامه:

   براي اينکه يک برنامه ساز تلويزيون توانسته باشد برنامه هاي موفق را به علاقمند هاي خود ارايه کرده باشد و خود مطمين شود که زحمات او بيهوده نبوده، هنگام طرح يک برنامه موارد کلي زيررابايد درنظر گیرد:

1 آيا بيننده را سرگرم مي‌ کند؟

2 آيا با دادن اطلاعات و ارائه راهنماييهاي لازم، بيننده گان را آگاه مي ‌سازند؟

3 آيا آنها را براي خريد يا استفاده از وسيله خاصي تشويق مي‌ کند؟ ( مانند آگهيهاي تجارتي)

 

بيننده:

موارد ذيل در رابطه به بيننده گان توسط سازنده برنامه پاسخ داده شود:

1 آيا بينندگان به برنامه اعتماد دارند يا نياز داريد با تبليغ آنان را از برنامه آگاه سازيد؟

2 آيا نام يا موضوع برنامه براي بيننده گان آشناست يا جديد و پيچيده است؟

3 زبان برنامه براي بيننده گان مشکل نخواهد بود؟

در اخير بعدازدريافت پاسخ به اين همه سوالات، برنامه سازهنوزهم متوجه ضعف ها بايد باشد، و درضمن نظريات بيننده ها کارسازترين وسيله برايش خواهد تا بيشتر از پيش گام فراتر براي ترقي بگذارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 12:7  توسط نقیب الله پویا   | 

فصل دوم: ديد کلي نسبت به تلويزيون در جوامع

 

 فصل دوم

 

ديد کلي نسبت به تلويزيون در جوامع

 آيا تلويزيون براي کودکان مضر است؟

      در حالي که بعضي از والدين تلويزيون را مانند يک پرستار الکترونيکي براي فرزندان خود مي خوانند، بسياري در اين مورد نيزنگران هستند. درسال 1373 با مرور 40 ساله تحقيقات بين المللي در دانشگاه های مشهور از جمله آکسفورد لندن و لیدن در امریکا، متوجه شدند که تماشاي زياد تلويزيون مي تواند قدرت تخيل کودکان رااز بين ببرد. به هرحال تلويزيون تماشا نکردن نيزمي تواند کودکان را از گروه سني خود متمايز نمايد. اينکه تنظيم درست تماشاي تلويزيون چيست، هنوز مورد بحث است. ولي محقق دانشگاه ليدن دکتر "پتي/والکن برگ" تصور مي کند که زمان حدود يک ونيم ساعت در روزبراي تماشاي تلويزيون کافي است.

 

حد متعادل

     هر چيزي در حد متعادل خودش خوب و كارآمد است. تلويزيون هم يک وسيله ارتباطي و آموزشي خيلي مهم براي همه مخصوصا براي اطفال است. به شرطي كه ما به عنوان بزرگتر، مدت و نوع برنامه مورد استفاده كودک را تحت كنترل و نظارت داشته باشيم تا اين وسيله مفيد سرگرم كننده و آموزشي تبديل به وسيله اي براي اتلاف وقت و انرژي كودک و تخريب ذهن او نشود.

 

تصاوير خشونت آميز

    فکر مي کنيد کودکاني که تصاوير خشونت آميز را در تلويزيون تماشا مي کنند رفتار خشونت آميزي از خود نشان خواهند داد؟

   تحقيقات بسياري براي پاسخگويي به اين سؤال و تأثيرات آن بر کودکان تا کنون انجام شده است .تحقيقات توسط دانشمندان ، دکتران  و متخصصان اطفال و محققان کودک در کشورهاي مختلفي انجام شده و دراين تحقيقات سعي شده است علت تأثيرگذاري بسيار زياد خشونت تلويزيوني را بررفتار کودکان دريابند . دريک تحقيق از دانشمندان دانشگاه لیدن آمریکا که کودکان را به دو گروه A و B  تقسيم کردند به گروه A  فلمي را نشان دادند که در آن يک کودک سامان بازيش را به شدت  لت وکوب ميکند و به کودکان گروه B فلمي را نشان دادند که درآن همان کودک با سامان بازيش  رفتار خوب میکند و مهمان نوازي مي کند که در نتیجه کودکان گروه A را در يک اتاق که يک سامان بازي دقيقاً شبيه سامان بازي فلم درآنجا بود، گذاشتند. کودکان گروه A با خشونت با سامان بازي رفتار کردند و آن را به همان شيوه لت وکوب کردند.

    کودکان گروه B  نيز در اتاقي که سامان بازي در آنجا بود گذاشته شدند ولي آنها با مهرباني با آن رفتار کردند و با  سامان بازي، بازي کردند. طبق تحقيقات انجام شده ۴۷ درصد برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون نشان مي دهد که قربانی صدمه اي نمي بيند و خصوصاً در برنامه هاي مخصوص کودکان هنگامي که در کارتون يک شخصيت کارتوني به شخصي ديگر ضربه اي وارد مي کند او بدون اينکه صدمه اي ببيند دوباره بلند مي شود. کودکان باور مي کنند که خشونت واقعاً صدمه اي به ديگران نمي رساند . در۷۳ درصد برنامه هاي تلويزيوني، افرادي که در کارتون ها و نمايش هاي مخصوص کودکان مرتکب جنايت مي شوند هرگز تنبيه نمي شوند. نمايش هاي تلويزيوني که اجازه ميدهند، شخصيتي که مرتکب جنايت شده تنبيه نشود، به تدريج به کودکان مي آموزند که ارتکاب جنايت هيچ ايرادي ندارد. زيرا هيچ تنبيه و بازخواستي در انتظارآنها نيست. کودکان ياد مي گيرند که اعمال خشونت آميز و جنايت بار، مورد بازخواست و تنبيه قرارنمي گيرند .

 

کاهش تماشاي تلويزيون موجب افزايش تحرک در کودکان مي‌شود

    پژوهشگران آمريکايي در جديدترين تحقيقات خود نشان دادند تماشا نکردن تلويزيون موجب افزايش تحرک کودکان می شود.

    گفته مي‌شود تماشا کردن طولاني مدت به تلويزيون و انجام بازي‌هاي ويديويي و رايانه‌اي موجب چاقي در کودکان و بروز مشکلاتي مانند ديابت درآنها مي‌شود. در تحقيقات پيشين آمده بود نه تنها تماشا کردن تلويزيون انتخابهاي غذايي ناسالمي را در اختيار کودکان قرار مي‌دهد بلکه کودکان درهنگام تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني تمايل بيشتري به خوردن تنقلات دارند. در این حال است که باعث زيادشدن وزن و صدمه ی به تحرک اطفال وارد میشود.

   تحقيقات اخير که بيش از دههزار دختر و پسررا مورد بررسي قرار داد نشان مي ‌دهد که دختران بطور متوسط ده ساعت و پسرها نيز بطور متوسط ‪ دوازده ساعت در هفته تلويزيون تماشا مي‌ کنند و دخترها در هفته دوازده ساعت و پسرهاچهارده ساعت فعاليت فيزيکي دارند. به گفته `السي تاوراس` مجري اين تحقيقات از دانشکده طب هاروارد در بوستون آمریکا، تماشاي تلويزيون و فعاليتهاي فيزيکي دو مقوله جدا از هم بوده و مخالفتي با هم ندارند و انتخاب هر يک از اين دو بر اساس يک سلسله مکانيسم هاي تصميم‌گيري پيچيده صورت مي‌گيرد.

 

تلويزيون در خواب کودکان خدشه ايجاد مي‌کند

روزنامه آلماني دي ولت مينويسد: بر پايه نتيجه يک تحقيق، تلويزيون مي‌تواند در خواب کودکان پنج تا شش ساله خدشه شديدي ايجاد کند. تحقیقات دانشگاه هلسينکي در فنلاند به اثبات رسانیده است که حتي روشن بودن تلويزيون دراتاق درحاليکه کودک بطورمستقيم برنامه آن را پيگيري نکند نيزدرخواب کودک ايجاد مشکل مي‌کند. فلم‌هاي جنايي و  وحشتناک  تلويزيوني  بر خواب کودکان بشدت اثر منفي مي‌گذارد، چون روان کودک تا کنون آماده برداشت هرنوع موضوعي خارج از فدرت طفلانه اش نيست، بنآ پيشنهاد ميشود که اطفال از تماشاي چنين فلم ها دور نگهداشته شوند.

 

اهميت اجتماعي تلويزيون

   در رابطه به اهميت اجتماعي و خدمت عمومي تلويزيون درسراسرجهان پژوهنده بريتانيايي بنام بلاملر ميگويد، تقريبآ تمام نظام هاي مردم سالار جهان در ساز و کار هاي تلويزيون  خود جاي خاص را براي خدمات عمومي منظور داشته اند که نخست راديو و سپس تلويزيون را رسانه هاي ويژه ميشناسند.   

   تلويزيون با ويژه گي تصويري بودنش، توانسته است که گيرندگان خاص خودرا با خود داشته باشد، همزمان ازنگاه بازار و تجارت پيش تازترنسبت به راديو بوده است. بايد گفت که کارشناسان تلويزيون و راديو به اين نکته تاکيد دارندو نيزمعتقد اند که تلويزيون درتبليغات براي ترويج سياست و فرهنگ يک جامع نسبت به راديو موثراست. به همین لحاض تلويزيون بادر نظر داشت ترویج فرهنگ و برنامه های عامه المنفع و مورد پسند مردم که بیانگر فرهنگ و تمد همان جامعه بود تا سال هاي دهه1980م درکشورهاي غربي واروپايي درچوکات يک سيستم وقاعده خاص نهايت چشمگير بود، ولي آنچه اين سيستم را متحول ساخت تحولات ازعوامل بي ثبات کننده ذيل ناشي شده:

   پيدايش فناوري هاي جديد که افزايش کانال هاي مختلف و برنامه هاي مختلف، افزايش برد کانال ها، زمينه پخش برنامه ها، آگهي هاي تجارتي خارجي به داخل کشور ها البته با سياست هاي مخالف زمينه آنرا فراهم ساخت تا افراد این کشور ها دچار يک نوع درهم و برهم زده گي در انتخاب برنامه شدند. خودرا در حالت مقايسه با کشور هاي متمدن نهايت کم احساس کردند، يک نوع تخريش روحي به بسياري ازجوامع رخ داد. ازسوي ديگر تلويزيون  هاي که داراي برنامه سنتي و فرهنگي بودنددرصدد تغيرات شدند. بسياری از رسانه های تصویری به سوي نوعي بي نظمي و نا بساماني و مشکلات مالي فرستنده هاي با هزينه بلند شدند که در چنين اوضاع واحوال اکثريت تلويزيون بخاطرهراس ازناکامي دست به خصوصي شدند زدند. درحقيقت فقط بخش خصوصي قادربه سرمايه گذاري هاي مهم درين فناوري ها بودند. 

بلامرگذاراز نظام قديمي تلويزيون به نظام جديد را در سالهاي دهه 1980 ميداند. درواقع به نظر بسياري ازمفسران، بهبود و توسعه فناوري هاي پخش کيبلي و ماهواره اي، نقش درجه اول را دربي ثباتي نظام هاي سابق تلويزيون ايفا کردند. 

   ازيک سوميدانيم که اين فناوري باعث تکثير بعضي ازچينل هاي ديگرجوامع بشري شده است.  ودرين سالها درآلمان هرشبکه جديد خصوصي ازتوصل به کيبل هاي پديد آمده اند وبه گردانندگان شبکه خصوصي اين امکان را فراهم ساخت تا به آن بخش پخش برنامه هاي تلويزيون راه يابند که تا حال پخش آن ممنوع بود.

  ازسوي ديگر، فناوري سيستم کيبل وماهواره به علت نويد هاي که در خود داشت بعضي کشورها را وا داشت تا نويد هاي آنهارابپذيرند که در نتيجه يک تلويزيون چند صد کانالي جهاني بوجود آمد که امروزه آنرا بنام (ستلایت، ديش آنتن) اطلاق ميکنند. چينل هاي تلويزيون  مخاطبين خودرا و به همین ترتیب مخاطبين چينل هاي تلويزيوني خودرا نمي دانند، زيرا ازدياد چينل هاي زيادموجب شده که بيننده ها دراثناي تماشا درهرلحظه چندين کانال را تغير و تبديل کنند. بيشتر ازبيننده ها هنگام تماشاي تلويزيون  يک نوع سرگردان و نا قرار ميباشند بخاطر که آنها هراس دارند تا کدام برنامه جالبتررا ازدست ندهند.

 

 تلويزيون هم بلا است و هم فلاح

    امروزه فاميل ها اکثرآ از دستگاه تلويزيون به ميزان زياد استفاده ميکنند. با تغيرات و تنوع عميق که در چند سال گذشته در تلويزيون روي داده است، موقع آنست که نگاهي تازه به نحوه پرداختن کودکان وجوانان به تلويزيون بياندازيم. باوجود توسعه بسيارفن آوري جديد در عرصه سرگرميها( ويديو گيم ها و انترنيت)، تلويزيون بيننده دايمي خود را دارد.

    اين روزها نگرانيهاي شديد دررابطه به تاثيرات منفي و جنبه هاي مضرتماشاي بيش از حد تلويزيون در پسران و دختران تحت سنين 20 سال افزايش يافته است، در حقيقت با گسترش راههاي دريافت برنامه هاي تلويزيوني ازماهواره هاي کيبلي، تليفون هاي دستي، دسترسي اطفال و جوانان به آهنگ ها و صحنه هاي نيمه برهنه و صحنه هاي غير اخلاقي ازفلم ها، نگراني عامه مردم را  روزافزون ساخته است.

   علي الرغم بسياري از والدين حتي نميدانند که فرزندانشان چه چيزي تماشا ميکنند; ازنظر منطقي هم باقراردادن تلويزيون دراتاق کودکان (بعضي ازفاميلهاي که قدرت آنرا دارند) موقع انرا مساعد ميسازند که کودکان ازتلويزيون به خواست خودشان چه آگاهانه و غيرآگاهانه برنامه هاي آنرا را تماشاکنند، با اين شيوه تلويزيون کودکان را بيشتر به بخش هاي تفريحي و سرگرمي(حتي به خرافات) دعوت ميکند و بالاخره درحدي ميرسد که ديد اطفال نسبت به تلويزيون انتقادي وآموزشي نه بلکه تفريحي وخرافاتي ميشود وهربرنامه تلويزيون را بدون با درنظرگيري پيام و محتواي آن دورازهدف تماشا ميکنند..

    گفته ميشود که تلويزيون هاي خصوصي امروزي درافغانستان درعرصه رشد فرهنگ و شناخت جهان به ميزان ناچيزکارکرده است. بيشتر ازاوقات کودکان قرباني تماشاي فلم هاي

کارتون، موسيقي و فلمهاي سينما و هنري ميشوند. آموزگاران همواره نگران اين مسله بودند که تماشاي تلويزيون ممکن جايگزين مطالعه کودکان شود وبه فعاليت هاي صنفي آنها لطمه وارد کند. بسياري ازمنتقدان تلويزيوني ، استدلال کرده اند که تلويزيون با حضورش در خانواده بيشتر با عث تلف شدن اوقات بزرگسالان نيز شده است .بااين حال ، پژوهشگران تلويزيون مدعي هستند که اکثريت از آموزگاران خود آغوشته به تلف دادن وقت شان ،همانا تماشاي بيش ازحد تلويزيون و بحث کردن درمورد برنامه ها و به خصوص  سريالها ، درمجمع هم قطاران شان که در مکتب و محل تدريس شان است، شده اند.

    ازسوي هم نشرسريالهاي تلويزيوني خارجي که مملو ازاحساسات عشقي ميان دخترها و پسرها که حامي فرهنگ و سنت بيگانه و دورازمذهب کشورماست، منجر به آن شده که کودکان و نوجوانان علاوه بر ازدست دادن وقت شان در پاي تلويزيون، بعد ازتماشاي سريال ها چه درخانواده و مکتب ساعت ها به جر و بحث پرداخته اند.

    به باور معتقدين، تلويزيون بخش لاينفک اثاث اکثر خانواده هاست، به اين ترتيب بسياري از کودکان در دنياي متولد ميشوند که ازآغاز، تلويزيون حضوردارد. دراين باره منابع مختلف نشان داده است که کودکان بين سنين سه الي چهار سالگي شروع به تماشاي تلويزيون مينمايند و به طورمنظم رفته رفته از سن شش سالگي، افزايش سريع و فراواني مينمايد.

    تلويزيون نه تنها مضر نيست بلکه مفيد هم است، تلويزيون باوجود مزاياي مفيدش، همواره مضربه تصويرکشانيده شده که لازم ميدانم بگويم " افراط دراستفاده ازتلويزيون کيفيت و کارايي مثبت آنرا تحت سوال ميبرد. ومقوله که ازدير ميان مردم مروج است درتاييد بااينکه ميگويد "هرچه ازحد بگذرد رسوا شود" صدق ميکند. برحال تلويزيون ميتواند تجربيات بسياردراختيارکودکان قراردهد و نبايد همه تجربيات که تلويزيون در اختيار کودکان و جوانان ميگذارد بد تلقي شود. به و اقع هم ،تلويزيون ميتواند کودکان را با علوم آشنا کند و آنهارا از مزاياي ديگربهره مند سازد. تلويزيون وسيله نيست که همواره براي کودکان وجوانان مضرباشد، همچنين تاثيرات تلويزيون برکودکان ميتواند بستگي به اين داشته باشد که چه نوع برنامه ها را تماشا ميکنند.

      ازنظرتاثيرات فکري، ميتوان گفت که تماشاي تلويزيون مهارت هاي گفتاري، همکاري با ديگرکودکان، ترحم به حيوانات(باديدن کارتونهاي که دورازخشونت است)، بازيهاي تخيلي، درک داستان ها، مشکلات وسهولت هاي زنده گي اجتماعي، آگاهي ازاجتماعي که خودش در آن زند ه گي ميکند، مقايسه وضعيت کشورش با ديگر کشور ها و آمثال آن...

     روي هم رفته ،وقتي اطمينان حاصل نموديم که اکنون کودکان بي هدف و بي برنامه تلويزيون را تماشا نمي کنند، اينجاست بايد درک کنيم که ميزان مضريت تلويزيون کاهش يافته و ديد انتقادي کودکان تحکيم يافته است. همچنين والدين به طوراخص مسوليت دارند تا بينيش مثبت از تلويزيون را درروان کودکانشان تقويت بخشند (ازراه هاي تشويق آنها به ديدن برناهه هاي آموزشي و علمي...) با اين کمک کودکان ميتوانند استفاده کننده گان دقيق تر و حساس تر تلويزيون باشند، به طوري که کيفيت هاي مثبت آنرا تشخيص دهند و از کيفيت هاي منفي آن پرهيز کنند.

 

استفاده بيش از اندازه کودکان از اينترنت و تلویزیون

   والدين در کشور های اروپایی معتقدند که فرزندانشان زمان زيادي را براي استفاده ازاينترنت صرف مي کنند. بر اساس یک بررسی تحقیق کلی که رسانه فاوانيوز انجام داده امده است که چهل نه درصد والدين نيز معتقدند که فرزندانشان زمان زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي کنند که اين آمار درمقايسه با استفاده از اينترنت بيشتر رخ مي نماياند. همچنين نتيجه ديگري که براساس اين بررسي مشخص شد، نشان مي دهد تقريبا نيمي ازافراد زير 24 سال از پيام کوتاه تلفن همراه که يک روش محبوب و البته گران به شمار مي رود، براي تفريح خود استفاده مي کنند. مطابق اين بررسي، نوجوانان به شدت بر اين باورند که اينترنت براي مطالعات آنها ضروري است و اين درحاليست که والدين آنها اکثرا در اين مورد شک دارند و مي گويند استفاده ازاينترنت هيچ تاثيري برنمرات امتحانات  فرزندانشان ندارد. بيشترازوالدين، ممنوعيت استفاده از اينترنت را به عنوان تنبيه براي فرزندانشان برگزيده اند. درافغانستان نيز ميتوان استفاده انترنيب درخانه را بايد تحت کنترول داشت، زيرا نه تنها انترنيت براي اين جامع قبل ازوقت بوده بلکه تلويزيون هم با فرهنگ غربي آن وارد اين سرزمين شده است. لذا، انترنيت سهل ترين شيوه براي دستيابي به مطالب نامطلوب نسبت به تلويزيون است.

 

انترنيت:

در مورد آينده اينترنت و تاُثير آن بر جوامع بشري ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد.ديدگاه هاي خوش بينانه معتقدند که اين شبكه در نهايت باعث آگاهي بيشتر ملت ها شده و آنها را از تاريكي جهل استبدادي و استعماري نجات خواهد داد. جريان آزاد اطلاعات رژيم هاي خودكامه و استبدادي را متزلزل ساخته وبا اشاعه اطلاعات سانسور نشده، مردم را در اين امر ياري خواهد كرد. اين بزرگراه ها باعث خواهد شد كه ملت ها و گروه ها از درد و رنج هاي يكديگر آگاه شوند وبراي همبستگي ورفع مشكلات خود تلاش كنند. دولت هاي ضعيف نيازي براي سرمايه گذاري زياد براي كسب اطلاعات علمي وترجمه و انتقال تكنولوژي نخواهند داشت. زيرا اينترنت خود محيط مناسبي براي انتقال سريع واطلاعات علمي خواهد بود. درمقابل، ديدگاه هاي بدبينانه وجود دارند كه اين شبكه را نيز همانند ديگر پيشرفت هاي علمي، در نهايت به نفع ابرقدرتها واستكبار جهاني مي دانند و سعي در مطرح كردن نقاط منفي آن براي جهان سوم دارند. بعضآ براین معتقند با وجود پيشرفت هاي تكنولوژي و علمي، از جمله رشد عظيم سخت افزار و نرم افزار ارتباطات و اطلاعات طي چند دهه گذشته، اكثريت عظيم اين دهكده جهاني در شرايط نامطلوب بي سوادي، بيماري، گرسنگي، بيكاري و سؤتغذيه به سرمي برند و هنوز از ابزارهاي اساسي ارتباطات و دانش محرومند. به طور كلي در تاريخ بشري نظام سلطه با پيشرفت تكنولوژي و علم هرگز از بين نرفته و بلكه از نظر مشخصات ظاهري، خودرا منطبق با عصر ساخته ،همواره قدرتمند و دارا به استعمار واستثمار فقير و ضعيف پرداخته است. در عصر آينده نيز صاحبان و ثروتمندان اطلاعات ، فقراي اطلاعات را استثمار كرده و به سلطه خود ادامه خواهند داد. نظام جهاني استكبار سعي در يكسان سازي فرهنگي و غلبه فرهنگ خود بر ملل جهان سوم را خواهد داشت و در اين راه از هيچ كوششي فروگذاري نخواهد كرد. آنچه مسلم است خوش بيني و بدبيني مطلق در برابر اين پديده صحيح نيست. بلكه بايد بيطرفانه و بدور از تعصب به نقد جنبه هاي مختلف اينترنت پرداخت. به هر حال بزرگترين تحول بشري در حال وقوع است و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم در برابر اين سيل بنيان كن قرار گرفته ايم. اين ضرورت و اجبار است و انتخابي در كار نيست.

 بطور كلي شبكه جهاني اينترنت در اختيار و يا كنترل كسي نيست. هر عضو اين شبكه اطلاعاتي را كه بخواهد در اختيار ديگران قرار دهد وارد سيستم مي كند و از اطلاعات موجود در شبكه نيز استفاده مي كند. يعني هم توليد كننده اطلاعات است و هم استفاده كننده آن. با توجه به اينكه اينترنت يك شبكه توزيع شده مي باشد و در يك جا متمركز نيست، مديريت در آن نيز كاملاً غير متمركز و توزيع شده مي باشد. ورود بي كنترل اطلاعات به شبكه اينترنت نشان دهنده وجود نوعي هرج و مرج در اين شبكه است كه باعث گريز گروههايي از اينترنت و همچنين استقبال گروههاي ديگري از آن شده است. نكته مهمي كه مطرح است اين كه چه اطلاعاتي مبادله مي شود و سود و زيان آن چيست؟ اينترنت در بخشهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، علمي و ... چه كارآييهايي دارد و فوايد آن براي ما چيست؟ زيانهايش كدام است؟ آيا اصولا ما مي توانيم حق انتخاب داشته باشيم يا در چرخ حركت كلي جهان مجبور به حركت هستيم و تنها شتاب اين حركت به اراده ما بستگي دارد؟ گستردگي استفاده از اينترنت مي تواند نشان دهنده تنوع كارآيي آن هم باشد. افراد عادي جامعه، بازرگانان، متفكران، سياستمدران، توليد كنندگان صنعتي و كشاورزي، گروههاي سياسي و اجتماعي، دانشمندان، پزشكان، مراكز علمي، كتابخانه ها، مراكز خبري، نهادهاي دولتي، مراكز هنري و ... كه به اينترنت مي پيوندند هر يك انتظارات خاصي از اين وسيله فراگير ارتباطي دارند و هزينه هاي لازم را كه چندان هم كم نيست مي پردازند تا بتوانند اطلاعات مورد علاقه خود را مبادله كنند. روي آوردن چنين طيف وسيعي به اينترنت نشان مي دهد كـارآيي اين ابـزار به گونه اي است كـه مي تواند انتظارات آنها را برآورده كند. اما با توجه به اين كه در شبكه اينترنت همه مي توانند اطلاعات دريافت و ارسال كنند و هيچ كنترل مركزي ويا تمركز اطلاعاتي وجود ندارد بسياري از شركتها و يا افـراد سودجو از ايـن شبكه استفاده كـرده مطالب و تصاوير غير اخلاقي را وارد شبكه مي نمايندو راه را براي استفاده نادرست از اين شبكه باز مي كنند. اين سؤاستفاده ها عملا مشكلاتي را در راه بـهره بـرداري درست هـمگاني از اينترنت ايـجاد كـرده است. چـه بسيار خانواده هايي كه در مناطق مختلف جهان از امكان انحراف فرزندانشان از طريق اينترنت نگران هستند. گسترش خلاف کاری (دسترسی به منابع غیر اخلاقی) از طريق اينترنت تنها مورد استفاده از اين سيستم نيست اشاعه افكار نادرست همچون انديشه هاي نژاد پرستانه و ارتباط گروههاي  خراب کار با يكديگر و امثال آن نيز از جمله نكاتي است كه در اين مورد مطرح مي شود. سؤاستفاده هايي كه از طريق اينترنت صورت گرفته است، بسياري از دولتهاي جهان را خواه در اروپا و خواه در آسيا و ساير مناطق، برآن داشته است تا اهرمهاي نظارت و كنترل براي استفاده كنندگان، وضع كنند. همه دولتهاي جهان بر اين اعتقادند كه بايد با تبعات و آثار منفي اين شبكه مقابله كرد، البته برخي از گروهها با هر نوع كنترل و نظارت مخالفند و آن را گامي در جهت سركوب آزاديهاي دموكراتيك مي دانند.

  اما امروز پس از تحول در شبكه اينترنت و كاربردهاي وحشتناكي كه از طريق آن صورت گرفته و همچنين آثار و تبعات مخربي كه در پي داشته است، رجال سياسي، فرهنگي و امنيتي را بر آن داشته است تا نگراني خود را از اين انقلاب اطلاعاتي و ارتباطي مهم ابراز دارند، و ضرورت مقابله با خطرهاي ناشي از آن را مورد توجه قرار دهند. از سوي ديگر آنها در جستجوي يافتن راه حلي هستند كه بتواند كاهش ضررهاي اجتماعي ناشي از اينترنت را تضمين كند. در همين زمينه به ذكر برخي از نمونه هاي سياسي، فرهنگي، اخلاقي و... اشاره مي كنيم: عربستان به دولت لندن اعتراض مي كند كه جلو فعاليت مخالفان رياض را بگيرد. مخالفان رياض در لندن نه تظاهرات مي كنند و نه روزنامه و نشريه اي منتشر مي كنند. آنها هر روز از طريق بزرگراههاي اطلاعاتي وارد قلمرو سلاطين و شاهزادگان رياض مي شوند و صرفاً در برابر كانونهاي مورد نظر خود، درنگي كوتاه مي كنند. همين و بس. مخالفان رياض از طريق اينترنت اخبار تحولات سياسي، اقتصادي، بازداشتها و رسواييهاي حكومت رياض را براي كامپيوتر هاي متصل به اينترنت در عربستان، ارسال مي كنند.

 آنها به دنبال دائر كردن يك بولتن الكترونيك از اخبار عربستان براي كل جهانند. طبق يك تحقيق ظرف شش ماه ۴۵۰ هزار و ۶۲۰ قطعه تصوير و متن نوشتاري پورنوگرافيك (عکس های غیر اخلاقی)، ۶ ميليون و۴۳۳ هزار و۲۹۷ بار توسط دريافت كنندگان- فقط در آمريكادريافت شده است. البته اين آمار مربوط به ۵ سال پيش مي باشد. در آسيا، پليس جاپان جوان ۲۶ ساله اي را كه اقدام به ارسال تصاوير غير اخلاقي از طريق اينترنت كرده بود را بازداشت كرد. براي اين جوان علاوه بر ۲ سال زندان، ۲۵ هزار دلار نبز جريمه تعيين شد. آلمان يكي ديگر از كشورهاي است كه خشم خود را در برابر فضاي كامپيوتري اعلام كرده است. يكي از شديدترين انتقادها در سال ۱۹۹۵ در خلال مرافعه مشهوري بود كه دادستان كل ايالت باير اعلام كرد؛ دادستان اين ايالت گفت كه ۲۰۰ گروه خبري اطلاعات و اخبار غير اخلاقي را از طريق اينترنت مبادله مي كنند ، اين امـر مخالف قـوانين آلمان است .

 اينترنت در عين حال به محل قرار سران قاچاق مواد مخدر هم تبديل شده است. آمـوزشهاي تسليحاتي، نقض حق چاپ محفوظ است را از طريق وارد كردن آثار به اينترنت، سرقت اطلاعات و باج گيري از افراد، دستبرد به بانكها و مسدود كردن حسابها به نفع سارقان اينترنتي، هك و نفوذ به سيستم هاي اطلاعاتي و ... از عوارض حركت در بزرگراههاي اطلاعاتي است. به گفته يكي از ماُمورين FBI يك گروه كه به گفته وي از اهالي اروپاي شرقي مي باشند تاكنون موفق شده است اطلاعات بيش از ۵ ميليون كارت اعتباري را به دست آورد و احتمالاً به زودي به صورت ناگهاني وارد عمل شده و به شدت به اقتصاد آمريكا ضربه خواهد زد. خبري كه ماه قبل در سايت BBC پخش شد خبر از راه اندازي يك مدرسه ويژه براي آموزش آكادميك علوم مربوط به نفوذ به کمپيوتر در فرانسه بود. يا به قولي يك مدرسه تبهكاري اينترنتي كه حتي يك پسر ۱۴ ساله هندي با انتشار كتابهاي با تيراژ ميليوني به آموزش هك مي پردازد.

تمامي دولتها در كشورهاي مختلف جهان تلاش كرده اند تا نسبت به شبكه هاي پخش و نمايش الكترونيكي، اهرمهاي نظارتي و كنترل را قرار دهند تا از استفاده سؤ از اين وسيله علمي كه هدف آن خدمت به انسان است، نه خيانت، جلوگيري شود. اما برخي از انتقادها و اعتراضها در اين خصوص وجود دارد كه خواستار متوقف ساختن اين نظارت است، و ادعا مي كنند كه اين اقدامات مخالف آزادي بيان و انديشه است و آن را به عنوان يكي از آفتهايي مي دانند كه اينترنت را تهديد مي كند اينترنت پديده جنجالي جديدي است، و دنياي عجيب ديگري است كه انسان تا در آن سير نكند آن را نمي يابد. اينترنت مرزهاي جغرافيايي را در هم مي شكند، همچنين مي تواند مرزهاي فرهنگي ميان ملتها را درهم شكند. اين مسايل است كه موجب برانگيخته شدن نگراني كشورهاي جهان شده است، و آنها را بر آن داشته است تا اقدامات نظارتي قانوني بر اين شبكه اعمال كنند، و از طريق تلاشهاي مطلوب تبعات و آثار منفي آن را متوقف سازند. اما آيا اين كشورها مي توانند بطور كامل از آثار و تبعات اينترنت رهايي يابند و فقط اطلاعات سالم و مفيد را از آن دريافت كنند؟ آيا اين امكان وجود دارد تا اينترنت به عنوان يك دستگاه اطلاع رساني حقيقي به طوري كه هدفش خدمت به انسان و رشد بشريت باشد ، مورد استفاده قرار گيرد؟ و سؤال ديگر اينكه آيا كساني كه اين وسيله علمي پيشرفته را به صورت ابزاري براي انهدام فرهنگها و ارزشهاي انساني درآورند حاضر هستند تا در اجابت به فشارهاي مخالفان، از اهداف و اقدامات گذشته خود بازگردند؟ كسي نيست تا به اين سؤال پاسخ آري دهد. اين وظيفه دولتها و مراكز فرهنگ ساز است كه به شكل مطلوبي، با افزايش آگاهي و شناخت نسلهاي كنوني و آينده را از خطرات حقيقي كه اينترنت آنها را به شدت تهديد مي كند حفظ كند.

اينترنيت مي تواند در تمام جنبه هاي مختلف زنده گي بشري تآثيرات داشته باشد که  ميتوان از جنبه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و آموزشي به شرح زير اشاره کرد:

 فرهنگ

واگرايي فرهنگي بطور حتمی اينترنت به خاطرتنوع وسيع كاربران، باعث واگرايي فرهنگي خواهد شد. برخلاف نظر عده اي كه معتقدند اينترنت باعث سلطه فرهنگي غرب بركل جهان خواهد شد و جهان يكدستي و يكنواختي فرهنگي و به خصوص از نوع غربي(آمريكايي) آن پيدا خواهد كرد، به علت تنوع فرهنگي جوامع مختلف و امكان نشر آزادانه عناصر فرهنگي، فرهنگهاي منطقه اي حفظ خواهد شد. حتي سلطه زبان انگليسي بر اينترنت نيز دليلي براي سلطه فرهنگي نمي تواند باشد. گسترش مسائل غير اخلاقي، جنبه ديگر تاُثير اينترنت بر فرهنگ اشاعه مسائل غير اخلاقي، تصاوير مستهجن و ديگر مطالب و اطلاعات مضر و منحرف كننده بصورت آزاد مي باشد كه خود اهميت بسياري را در غرب بويژه در بحثهاي اجتماعي اينترنت به خود اختصاص داده و دولتها به طور جدي در حال تصويب قوانيني هستند كه نشر هر گونه مسائل غير اخلاقي را در اينترنت ممنوع كنند.

واضح است كه اين پديده ابتدا بر سرگرميهاي انسان و سپس در آموزش و ديگر جنبه هاي زندگي تاُثير زيادي خواهد گذاشت وهمچنان عده اي از نظريه پردازان معتقدند که اينترنت بيشترين تاثيرات منفي را در بعد فرهنگي بر جوامع مي گذارد. ابعاد و آثار مثبت و منفي زير از نظر فرهنگي مطرح است:

o       اطلاع رساني الكترونيك

o       آموزش الكترونيك ( دانشگاهها , مدارس و...)

o       ارتباط موسسات آموزشي با يكديگر

o       منابع علمي ( كتاب ,مقاله , مجلات و...)

o       پژوهش از طريق اينترنت

o       كنفرانس از راه دور (تله كنفرانس)

o       جراحي از راه دور

o       اتصال به كتابخانه ها

o       پژوهش از طريق مجلات

o       سلطه زبان انگليسي در اينترنت واقعيتي غير قابل ترديد است

o       توسعه تصاوير خلاف اخلاق

o       توسعه پورنوگراف كودكان

o       عدم رعايت حقوق مولفان و خلاقان فرهنگي

o       مصرف گرايي غربي

o       تضعيف ارزشهاي بومي

o       تشديد بي هويتي

o       از خود بيگانگي

 

اجتماع

اينترنت بر ارتباطات، آموزش، تفريح، رفاه و ... انسان مؤثراست و در حوزه هاي بسياري آگاهي ها، نگرش ها و رفتارهاي بشري را تحت تاثير قرار خواهد داد. در بحث اجتماعي آثار مثبت و منفي زير بر اينترنت مرتبط است:

o       توسعه اشتغال و كاهش بيكاري

o       كار تمام وقت

o       خدمات ( پست الكترونيك و... )

o       خلق اجتماعات مجازي (اجتماعاتي كه هنوز قواعد و مقررات آن مشخص نشده است و خود گردان هستند)

o       اينترنت افق تازه اي براي گفتگو ميان فرهنگها گشوده است

o       دسترسي به اطلاعات اينترنت خسته كننده و پيچيده و گمراه كننده است و به اجبار بايستي مجموعه اي از اطلاعات را مرور كني

o       انسان تك بعدي و گوشه گير

o       بيكاري الكترونيك

o       بيماري الكترونيك

o       شكل گيري فرهنگ زندگي اينترنتي

o       زندگي شخصي تهديد مي شود

o       مطالعات اخيرنشان مي دهد كه استفاده از اينترنت سبب ايجاد احساس بدبختي، تنهايي و بطوركلي كاهش سلامت رواني مي شود. اشخاصي كه از اينترنت بيشتر استفاده مي كنند دوستي را كمتر حفظ كرده، زمان كمتري با خانواده صحبت مي كنند، استرس هاي بيشتري را تجربه كرده اند و احساس تنهايي و افسردگي مي كنند.

o       اينترنت ارتباطات تعاملي را توسعه داده است

  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:50  توسط نقیب الله پویا   | 

فصل سوم: سير اقتصادي و اجتماعي تلويزيون

 

فصل سوم

 

سير اقتصادي و اجتماعي تلويزيون

تسلط بربازار

  مهمترين  پديده اي که در آشوب بزرگ آغاز دهه 1980 رخ داد، افزايش شديد تعداد کارگذاران خصوصي، مانند گردانندگان شبکه و کانال ها، توليد کنند گان برنامه ها، پخش  کننده گان وغيره اند. اين کارگزاران که سود هدف اوليه آنهاست، دربازار فعاليت دارند که رقابت روز به روز جدی تر ميشود. اين رقابت شکل هاي متعدد دارند، درکميت در آمد هاي تبليغاتي، در حدود تعداد بيننده ها، مشترکان، برسر برنامه ها، بر سر هنر پيشه ها، پخش مسابقات ورزشي، تهيه کنند گان براي فروش توليدات خود، براي استفاده از خدمات افراد خلاق، براي کسب بازاریابی وغیره در حال مبارزه هستند. خدمات پخش ازراه دور، خدمات کيبلي و متصديان ماهواره ها، و به زودي شرکت هاي مخابراتي نيزبراي جلب مصرف کننده به رقابت خواهند پرداخت. رقابت مهم در بازار داخلی جريان دارد وهم بيش از پيش در بازار جهاني: زيرا پيشرفت اين کارگزاران درحال حاضر بیش ازهرزمان به قابليت و توانايي آنها براي رويا رويي با رقابت خارجي بستگي دارد شبکه ها و کانال ها بيشتر به آنطرف مرز ها گسترش مي يابند، و يا مي کوشند با تاسيس شعبات در بازارهاي خارجي رخنه کنند، تهيه کننده گان سعي مي کنند با توليد بيشتر برنامه هاي که خريدارخارجي دارند هزينه هاي خودرا تامين کنند.

     علاوه براين، تحولات جهاني شدن با تشکيل بازار هاي بزرگ درهرکجا تااندازه تسهيل شده است. پيدايش تلويزيون بي مرز در اروپا، جلوه اي است ازخواست هاي دولت شان که از طريق صنعت تلويزيون نفوذ خودرا درسايرممالک و سيع ترسازند. درحقيقت، وضع تلويزيون  با توسعه اقتصادي به طورکلي چندان فرقي ندارد: زيرا اقتصاد نيز درسال هاي اخيردرجهت اقتصاد بازتر و جهاني ترحرکت مينمايد.

   حال رقابت پذيري معياري است که پيشرفت کارگزاران را دربازارميسنجند. هرموسسه کارگزار اقتصادي بايد خودرا پرتوليد ترنشان بدهد، پيوسته خودرا با تحول بازارسازگارسازد، تغيراتي را که ممکن است پيش بيني کند.

  وجه مشخصه فضاي جديد حاکم بر تلويزيون  سوداگري و تجارت گرايي است. رسانه ها بخصوص تلويزيون امروز بيشتررو به خصوصي شدن است وهمه فعاليت هاي آنها تحت نظارت دولت قرارندارد بنآ هرسرمايه دارميتواند براي بدست آوردن پول هنگفت و پيش برد سياست هاي خود يک چينل تلويزيون ايجاد نموده و پخش نشرات کند. و بيشتراين تحولات حرکتيست به سوي خارج شدن تلويزيون ازنظارت دولت و همچنان کاهش مسوليت کارگزاران اجتماعي و جلب توجه آنها به بازار و تجارت چه خوشبين باشند و يانه.  اين تجارت بازار همچنين باعث شده است که تلويزيون به فعاليت هاي سودآور( مانندبرنامه هاي فرهنگي) برنامه های عام پسند نظير موسيقي، ونشر برنامه هاي  تولیدات خارجی که بیشتر سود مالی دارند گرايش پيداکنند.

  قبلآ تلويزيون را وسيله اي براي آموزش، تربيت کردن و بالا بردن ذوق افراد ميدانستند مگر اکنون تلويزيون وابسته و تابع به ذوق مصرف کننده و بيننده است يعني مصرف کننده ميتواند با خريد يک قطعه کارت کريدت، يک چينل را در تلويزيون شخصي خودش در مدت معينه از آن خود سازد. وبايد اين ايديولوژي را پذيرفت که بيشتر حق انتخاب را بيننده دارد چه اگر انتخاب او درست باشد و يا هم غلط، موسسات توليد کننده کارت هاي کريدت چينل بجز مقدار پول به ديگر چيز اصلآ نمي انديشند. دراين جاست که چينل هاي ملي تلويزيوني خودرا درميان رقباي قدرتمند خود ضعيف ميآبند وحتي ناگذير عقب نشيني ميکنند و ميدان رابه تلويزيون هاي خصوصي ميگذارندو بلاخره از صفحات تلويزيون ناپديد ميشوند. و کارگزاران تلويزيون های خصوصی و کیبلی تسلط کامل رابه بازار ميداشته باشندو بيشتر به نفع شخصي خود برنامه پخش ميکنند. دربرابر چنين فضاي جديد حاکم بر تلويزيون که به ويژه گي هاي کلي آن اندکي در اينجا اشاره شد، فقط ميتوانيم بگوييم که خدمت تلويزيون هاي ملي رو به فروپاشي بوده و تلويزيون هاي که بالاي تجارت و بازار حاکميت دارند روبه اوج و رشد اند.

 

تلويزيون دولتي چي آيندۀ دارد؟

   خوشبين بودن در مورد آيندۀ تلويزيون عمومي براي ميان مدت يا بلند مدت امري دشوار است. به نظر مي رسد که اين شبکه های تلویزیونی دولتی در وضع کنوني (مخصوصآدرافغانستان) در نوعي دام گرفتار آمده است و هر راهبردي که براي خفظ خود برگزيند، فقط تا مدت کوتاهي ميتواند دوام کند.

   ازيک سو تلويزيون هاي دولتي بايد بيش ازپيش تجاري شود که توجيه کننده خصوصي شدن کامل آن است. از سوي ديگر، تصوروجود يک کانال تلويزيوني که بعضي تعهدات سنتي خدمت عمومي را انجام دهد به ايجاد نوعي گيرندۀ اقليت هاي فرهنگي، مي انجامد که مخاطبان فوق العاده محدودي خواهد داشت. يک شبکه ی تلويزيون دولتي به پخش برنامه هاي قناعت خواهد کرد که با عث بيزاري بيننده گان و روي آوردن آنها به شبکه هاي خصوصي خواهد شد و کانال هاي تجارتي و خصوصي هميشه از اين امر استقبال ميکنند و پيوسته مسوليت هاي تلويزيون دولتي را يادآور ميشوند که عبارت است از بالا بردن اذهان و انديشه ها، اطلاع رساني و پرورش جامعه بدون برنامه هاي تفريحي زياد و درپيش گرفتن ميانه روي و تقسيم نقش ها و بالاخره اینکه صاحبان تلویزیون های خصوصی با شعارآنکه فرهنگ ازآن شما، و مخاطبان از آن ما: به گونه مثال نظر ميپزدازيم به تلويزيونهاي فعال که در افغانستان که از چند سال اخيرفعاليت دارند.

    قبل از ادامه به پي گيري آينده تلويزيونهاي دولتي بهتر است تا هويت تمام تلويزيونهاي که در ساليان متمادي و اخير در افغانستان و خارج ازآن کار کرده است به بررسي گيريم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:49  توسط نقیب الله پویا   | 

فصل چهارم: شبکه هاي فعال تلويزيوني در افغانستان

 

فصل چهارم

 

شبکه هاي فعال تلويزيوني در افغانستان

 1.  تلويزيون آريانا

    شبکهٔ خصوصي راديو و تلويزيون آريانا که نشان اختصاري آن ATN است درسال ۲۰۰۵ آغازبه کارکرد.اين شبکه ازسوي شرکت تلفن موبايل افغان بيسيم تمويل ميشود. شبکه تلويزيوني آريانا ابتدا با پنج دفترمرکزي پخش در چند شهربزرگ افغانستان آغازبه کارکرد.

 گستره پخش

    تلويزيون آريانا داراي دو کانال ملي وبين المللي ميباشد کانال ملي آريانا ازطريق ماهواره اينست ۳ (insat 3A) درسراسرافغانستان و۷۰ کشورجهان قابل دريافت است اين کانال از طريق فرستده هاي زميني درشهرهاي بزرگ افغانستان پخش ميشود.

 بررسي:

    اين تلويزيون بيشتر برنامه هاي توليدي خود تلويزيون را به نشرميسپارد. برعلاوه آن بيشتر اوقات برنامه هاي آن ازطرف بنياد بيات تا خودي تلويزيون آريانا، تقديم ميشود که به طور علني سياست هاي اين تاجررا پخش ميکند. درکل اين تلويزيون رقيب تلويزيون خصوصي طلوع است. 

 

2. تلويزيون آريانا افغانستان

    کانال بين المللي آريانا از طريق ماهواره‌هاي هات‌برد (Hotbird) و گلکسي ۲۵ (Galaxy 25) در اروپا و امريکا قابل دريافت است.

    تلويزيون آريانا شبکه‌اي تلويزيوني‌است که برنامه‌هاي خود را از شهر اُرنج کاليفرنيا براي آمريکا, اروپا و افغانستان پخش ميکند. نبيل غمين مسکينياررياست اين تلويزيون را برعهده دارد. وي به گفتهٔ خودش قبلا معاون کتابخانه عامه کابل بوده.

 بررسي:

     تلويزيون بين المللي آريانا که سراسري ميباشد. يکي از آزاد بودن اين تلويزيون نشربرنامه هاي دررابطه به افشا سازي واقعيت ها داردکه جنگجوهاي دوران اواره گي وقبل ازآنرا از طريق تيلفون ودريافت نظريات مردم به اطلاع مردم ميرساند. وهمچنان برنامه هاي آهنگهاي ايراني ،افغاني وغربي دارد. درمجموع بيشترين بيننده هارا در خارج از افغانستان دارد.

 

 3. تلويزيون آيينه

    تلويزيون آيينه با سرمايه گذاري مهندس "حکيم سادات" مسول شرکت "ظهير الدين فاريابي"، يکي از بازرگانان ولايت جوزجان، راه اندازي شده است. تجهيزات و فرستنده ها ي تلويزيون آيينه ازکشورجاپان ودستگاهاي کامپيوتري نشراتي آن از کشورايتاليا خريداري شده است. کارمندان، گوينده گان و تهيه کننده گان برنامه هاي تلويزيون آيينه، هر يک دوره هاي کوتاه مدت و برخي هم دانشکده ژورناليسم را در کشور ترکيه گذرانده اند.

 برنامه ها

    اين تلويزيون بيشتر به زبان اوزبيکي برنامه پخش ميکند. برنامه هاي تلويزيون آيينه بيشتر تفريحي و شامل رقص و آوازاست.  نشرات اين رسانه تصويري اخبارداخلي وخارجي، آهنگ هاي هنرمندان زن افغان، فلم هاي سينمايي و ديگر برنامه هاي سرگرم کننده ميباشد. برنامه هاي اين تلويزيون خصوصي، بيشتر مشابه به نشرات شبکه هاي تلويزيوني ترکي وازبکستاني ميباشد از همين رو، ساکنان ولايات ازبک نشين علاقمندان اين تلويزيون هستند. دراين اواخر اين تلويزيون در مقابل تلويزيون هاي نوايجاد رنگ خود را ازدست داده وکارمندان اندک تجربه را با خود دارد، ازاينرو نشرات آن حدودآ 90 فيصد به زبان ازبکي براي چند ولايت مخصوص است.

موضع سياسي

    تلويزيون آيينه بطور علني از مواضع جنرال عبدالرشيد دوستم حمايت ميکند. و نهايت تاکيد برنامه هاي آن بخاطر تقويت زبان ازبکي ميباشد.

  

4. تلويزيون افغان

     تلويزيون افغان يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي افغانستان است. اين تلويزيون به مديريت آقاي افغانزي اداره ميشود.

 

5. تلويزيون بلخ

    تلويزيون بلخ شاخه محلي تلويزيون ملي افغانستان درشهرمزارشريف مرکز ولايت بلخ افغانستان ميباشد.

پيشينه

    تلويزيون دولتي بلخ از رسانه‌هاي تصويري قديمي افغانستان است. اين تلويزيون در زمان حاکميت طالبان در افغانستان همانند ساير رسانه‌هاي تصويري اجازه فعاليت را نداشت و بعد از سقوط رژيم طالبان اولين برنامه‌هاي تلويزيون ولايت بلخ درروزجمعه نهم حمل ۱۳۸۱ ساعت هفت شام به وقت محلي ، پس از يک وقفهٔ طولاني آغاز شد.

برنامه ها

   اين تلويزيون تا اوايل سال 2007 شبانه به مدت پنج ساعت برنامه داشت که بيشتر در قالب اخبار و رويدادهاي محلي بود ولي اکنون نشرات خودرا شبانه روزي ساخته که اکثرآ برنامه هاي اجتماعي وموسيقي را در نشرات خود علاوه ساخته است.

 

 6. تلويزيون تمدن

   برنامه‌هاي اين شبکه هم اينک از طريق ماهوارهٔ Asiasat ۳S در آسياي ميانه پخش ميشود. اين شبکه توسط فرستنده اي زميني در کانال ۳۶ باند UHF در شهر کابل قابل دريافت است.

 برنامه ها:

   برخلاف ساير شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي افغانستان اين شبکه از پخش موسيقي پرهيز ميکند. محتواي برنامه‌هاي اين شبکه حول و هوش مسائل مذهبي سيرميکند. اين شبکه اقدام به پخش برخي سريال‌هاي تلويزيوني ايراني نظير "او يک فرشته بود"ميکند.

   ايت الله محسني يکي ازرهبران مذهبي و جهادي افغانستان است. آصف محسني که به نام "شيخ آصف محسني"نيز شهرت دارد به زبان‌هاي  فارسي، اردو، عربي و پشتو تسلط دارد.

  

7. تلويزيون ساقي

   تلويزيون ساقي يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي افغانستان است. اين شبکه در شهرهرات فعاليت دارد.

 

 

8. تلويزيون شمشاد

    تلويزيون شمشاد يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي افغانستان است. اين شبکه بيشتر به زبان پشتو برنامه پخش مي‌ کند. برنامه هاي اين شبکه ازطريق ماهواره آسياست Asiast2 در آسيا و استراليا قابل دريافت است.

 

 

9. تلويزيون طلوع

    تلويزيون با سرمايه گذاري آقاي سعد محسني که يک مهاجر بازگشته از استراليا است در سال ۲۰۰۳ تاسيس شد. تا يک سال اين تلويزيون فقط درشهرکابل قابل دريافت بود اما پس از آن با آغاز پخش ماهواره‌اي اين تلويزيون از طريق ماهوارهٔ sesat ۲ اين شبکه گستره پخش خود را به آسياي شرقي و خاورميانه گسترش داد.  تاسيس اين تلويزيون در سال 2003 که در شبکهآريا مديا به زبانها زبانفارسي ، پشتو نشرات ميدهد، صاحب ‌امتيازسعد محسني و از نگاه فونت تصويرSDTV. شعار اين رسانه" تلويزيون طلوع ,طلوع افغانستاني نو" ميباشد. گسترهٔ پخش خاورميانه و مرکزآن در شهرکابل موقعيت دارد. رابطه بسيار نزديک به دو شبکه تصويري و صوتي تلويزيون لمرو راديوي آرمان اف ام دارد.

روند کاري

    شیوه آزاد اين تلويزيون در پخش موسيقي در اوايل موجب بروز مخالفت‌هايي در محافل مذهبي افغانستان گرديد بطوريکه براي مثال پس از افتتاح فرستنده زميني اين تلويزيون در شهر هرات جمعي از نماز گزاران در مسجد جامع هرات براي غروب تلويزيون طلوع دست به دعا برداشتند. پس ازماجراي محکوم شدن تلويزيون افغان به پرداخت جريمهٔ نقدي به سبب پخش برنامه‌هايي که از نظرمقامات ستره محکمه (دادگاه عالي افغانستان) خلاف اصول اسلامي تشخيص داده شد، بيشتر شبکه‌هاي خصوصي افغانستان اقدام به خودسانسوري برنامه‌هاي خود کردند و تلويزيون طلوع نيزازاين قاعده مستثنا نبود. اخيرا تلويزيون طلوع اقدام به پخش برنامه‌اي مذهبي کرده‌است تا حدودي ازمخالفت‌ها بکاهد اگرچه شدت مخالفت‌ها نيز کم شده و مخالفين طلوع تا حدودي با شرايط جديد رسانه اي افغانستان کنارآمده‌اند. درسال ۲۰۰۶ گروه کاري تلويزيون طلوع و آرمان اف ام اقدام به تاسيس تلويزيون لمرکردند که برنامه‌هاي خود را به زبان پشتو ارائه ميدهد.

 

 10. تلويزيون فردا

    تلويزيون فردا يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي افغانستان است که مرکز آن در شهر کابل مي‌باشد.

 پوشش

   اين شبکه هم اکنون توسط فرستنده اي زميني در کانال ۴۳ باند UHF در شهر کابل به پخش آزمايشي ميپردازد.

  

11. تلويزيون لمر

    تلويزيون لمر يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي افغانستان است. اين شبکه بيشتر به زبان پشتو برنامه پخش ميکند

  

12. تلويزيون ملي افغانستان

   اين تلويزيون توسط محمد داود خان رئيس جمهور وقت در سال ۱۳۵۶ تاسيس شد. البته مقدمات آن با سفرمحمد موسي شفيق نخست وزيرسابق افغانستان به جاپان فراهم شد. ساختمان تلويزيون درکنارساختمان راديو افغانستان بنا شد و دستگاه‌ها و آنتن‌هاي آن بالاي کوه آسمايي کابل نصب شد. براي اداره و پيشبرد اين رسانه تعدادي از دانشجويان به کشورهاي ايران ،بلغاريا، و جاپان اعزام شدند که تعدادي از آنها کارمندان وزارت اطلاعات و کلتور بودند.

  

برنامه

   تلويزيون ملي افغانستان به عنوان رسانه دولت افغانستان به پخش اخبارورخدادهاي ملي ميپردازدومعمولآ دربين برنامه ها آهنگهاي ملي و مذهبي پخش ميشود. دربخش خبرتلويزيون افغانستان علاوه برسرويس خبري ويژه ي خود از برنامه هاي تلويزيون دويچه وله آلمان و صداي آمريکا استفاده ميکند. برخي از برنامه هاي پخش شده ازاين تلويزيون ازاين قرارند. دراين تلويزيون آنچه به ندرت نشر ميشود موسيقي هاي خارجي است. موسيقي اين شبکه اکثرآ شامل آهنگهاي آوازخوانان دولتي زمان هاي گذشته است. بايد گفت بيشتر اوقات نشراتي اين تلويزيون شامل خبر ها ميباشد.

 پخش

  تلويزيون افغانستان از طريق ماهوارهٔ Insat 3A پوشش منطقه‌اي دارد و قراراست تا ازاواسط تابستان سال۱۳۸۶، اروپا، امريکا و استراليا را نيز زير پوشش قرار ميدهد.

 تلويزيون ملي افغانستان

  راديو تلويزيون ملي افغانستان، وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، کابل تلويزيون آريانا فغانستان، دسترسي از طريق انترنيت www.rta.gov.af وداراي فونت تصويري SDTV ميباشد. ساحه پوشش اين شبکه تلويزيوني آسياي ميانه را احاطه ميکند.

 

 13. تلويزيون نورين

تلويزيون نورين يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني خصوصي افغانستان است.

 گستره پخش

  برنامه‌هاي اين شبکه هم اکنون در شهر کابل قابل دريافت بوده و پخش ماهواره‌اي آن نيز آغاز شده است.

  

14. تلويزيون هرات

   تلويزيون هرات از سي سال قبل تا کنون فعاليت دارد. اين تلويزيون درابتدا وظيفه ريلي برنامه هاي تلويزيون ملي افغانستان را به عهده داشت.

   درزمان حکومت مجاهدين اين رسانه ساخت برنامه هاي محلي را آغاز نمود. اما درزمان حاکميت طالبان اجازه فعاليت را نداشت. پس ازروي کارآمدن دولت موقت افغانستان تلويزيون هرات مجددا به نشربرنامه هاي خود پرداخت که ازآن زمان تا کنون بيشتر به نشر سياست هاي دولت و کارکردهاي مقامات دولتي ميپردازد. حسام الدين شمس مسئوليت اين نهاد را هم اکنون به عهده دارد.

   تلويزيون هرات در دو نوبت از ساعت هفت صبح الي دو بعد از ظهر و از پنج عصرالي يازده شب فعاليت دارد. چندين برنامهٔ سياسي، ديني، علمي، فرهنگي، تفريحي، هنري، ورزشي و ادبي نيزدرساعات مختلف آن گنجانده شده‌است.

  

15. تلويزيون هري

   تلويزيون هري كه يك تلويزيون خصوصي است با نشر برنامه هاي مختلف علمي فرهنگي هنري واجتماعي ازمدت دوسال به اينطرف نشرات خودرا درشهرهرات آغازنموده است. اين تلويزيون ابتدا چهارساعت نشرات داشت. هم اكنون اين رسانه 15 ساعت درشبانه روز نشرات دارد. ساحه نشراين تلويزيون برعلاوه شهرهرات ولسوالي هاي پشتون زرغون زنده جان وغوريان را دربرميگيرد. اين شبكه با سرمايه شخصي سيد نجيب يوسفي يكي ازمهاجرين افغان مقيم آلمان تاسيس گرديده است. مسئوليت فعلي اين شبكه بدوش مقصود احراري يكي ازاولين فارغين دانشكده خبرنگاري دانشگاه هرات ميباشد. اين تلويزيون برنامه هاي خودرا باكيفيت عالي توليد نموده ونشر مينمايد.

 

16.تلويزيون سيماي غوريان

   اين تلويزيون در پانزدهم ماه دلو سال۱۳۸۱ در ولسوالي غوريان ولايت هرات افغانستان به فعاليت آغازکرد. حفيظ الله حقدوست ازآغاز تا اکنون مسووليت اين رسانه را به همکاري چند تن از باشنده‌گان اين ولسوالي به عهده دارد. درحال حاضرتلويزيون سيماي غوريان ۱۵ کارمند رسمي و غيررسمي دارد. بنيان گذاران اين تلويزيون که جز هئيت رهبري سيماي غوريان هستند آقايان حفيظ الله حقدوست، فيصل کريمي، جمشيد عزيزي، عبدالباقي دوست محمدي، وحيد الله پويا و خانم شکيلا حقدوست مي‌باشند.

 پوشش

  اين تلويزيون درمراحل نخستين ساحه دوکيلومتري ولسوالي غوريان را تحت پوشش نشراتي قرارمي داد و پس ازحدود يک سال دو ولسوالي همجوارخود زنده جان و کهسان را نيزتحت پوشش قرارداد. انکشاف تلويزيون سيماي غوريان به شهرهرات نيزدرحال حاضرتحت دست اندرکاران اين تلويزيون مي‌باشد.

 سياست پخش

   به گفته مسوولان سيماي غوريان «اين تلويزيون کوشش مي‌کند تا جلوفرهنگ‌هاي بيگانه را بگيرد و با پخش برنامه‌هاي محلي وآموزشي با رسانه‌هاي خارجي به رقابت بپردازد.»

 

دولتي

تلويزيون ملي افغانستان

•    تلويزيون بدخشان

•    تلويزيون هرات

•    تلويزيون کندهار

•    تلويزيون خوست

•    تلويزيون بلخ

•    تلويزيون نيمروز

•    تلويزيون سمنگان

•    تلويزيون ننگرهار

•    تلويزيون بغلان

•    تلويزيون جوزجان

•    تلويزيون تخار

•    تلويزيون کندوز

•    تلويزيون فراه

•    تلويزيون غزني

•    تلويزيون فارياب

•    تلويزيون گرديز

•    تلويزيون هلمند

•    تلويزيون پکتيا

•    تلويزيون پروان

 

خصوصي

•    تلويزيون طلوع

•    تلويزيون افغان پخش غير مستقيم برنامه‌ها در هرات

•    تلويزيون آينه

•    تلويزيون آريانا

•    تلويزيون لمر

•    تلويزيون شمشاد

•    تلويزيون تمدن

•    تلويزيون نور متعلق به برهان الدين رباني

•    تلويزيون نورين

•    تلويزيون فردا

 

هرات

•    سيماي غوريان

•    تلويزيون هري

•    تلويزيون ساقي

•    تلويزيون ملت

 

خصوصي بلخ

•    تلويزيون آرزو

·          لحظه (عنقريب)

 

 

خارج از افغانستان

•    تلويزيون آريانا افغانستان

•    تلويزيون پيام افغان

•    تلويزيون خراسان به مديريت ضيا قادري پخش از لس آنجلس

 

در حال تاسيس

•    تلويزيون اميد

•    تلويزيون کوثر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:45  توسط نقیب الله پویا   | 

فصل پينجم: چندين ويژه-ديد مرتبط به رساله

 

فصل پينجم

 

 چندين ويژه-ديد مرتبط به رساله

بيننده به نام کودک:  جامعه امروزي کودک و تلويزيون و نيز تعامل بين اين دو را چگونه دريافت ميکند؟

   حقيقتآ کودکان زمان زيادي از ساعات بيداري خود را به صفحه تلويزيون میگذارنند و براي برقراري ارتباط با ديگر اعضاي خانواده تلاش چنداني نميکند. آنها منفعلانه همه چيزهاي را که ميبينند و ميشنوند، بدون توجه به محتوا يا شکل آن، جذب ميکنند. عامل اوليه افزايش شکاف در زنده گي خانواده گي يا مشوق ايجاد سيل از خشونت ورفتار ضداجتماعي درميان نو جوانان بمباران " پيام هاي" رسانه اي بوده است. به با ور برخي از کلي گويي هاي که روزنامه ها پيوسته و درهمه جوانب نقل ميکنند،  بايد اين همه چيزي بيشتر از آن را از تاثيرات "واقعي" تلويزيون گمان کنيم، آيا میتوانیم دقیق گفته باشیم؟ نبايد هميشه تلويزيون را طوري که رسانه جلوه داده است دوست و همراه تلقي کرد هويداست که امروزه تلويزيون در رگ هاي همه جاه گرفته و مبارزه در برابر اين جبهه جادويي و دوست کشنده ی اوقات خيلي ها مشکل و نا ممکن شايد بود ولي با وجود اين همه ميتوان نواقص تلويزيون با تحقيق دررابطه دريافته و اماده گي هاي در مقابل آن داشته باشيم.

  تلويزيون در زندگي کودکان چه نقشي دارد؟

    سال ( 2008) پنجاه و پنجمين سالگرد پخش برنامه کودکان در تلويزيون بريتانياست. در سال 1950 تلويزيون بريتانيا براي اولين بار به طور روزانه پخش برنامه اي منسجم شامل بخش هاي تفريحي و آموزشي را براي خرد سالان آغازکرد. همزمان درامريکا نيزبرنامه هاي مشابهي براي کودکان تهيه و از تلويزيون پخش شد. از آن روزها و در طي دهه هاي اخير برنامه هاي تلويزيوني ويژه کودکان و نواجوانان چه در غرب و چه در کشورهاي درحال توسعه، به شدت تغييرکرده است. اما ازهمان ابتدا و دوران نوپايي تلويزيون، نگراني درباره تاثير تماشاي اين جعبه جادويي براين گروه سني وجود داشته است.

   کودکان ساعات زيادي را به تماشاي برنامه هاي تلويزيوني مي گذرانند. گاه وابستگي آنها به تلويزيون تا حدي است که والدين و مربيان را بيمناک مي کند. برخي حتي براي حل آنچه که يک معضل مي دانند، به روانشناسان و مسئولان متوسل شده اند. تحليلگران و متخصصان درواکنش به اين نگراني ها تحقيقات گوناگوني را انجام داده اند که نتايج آنها متفاوت است. شماري از مقالات درارتباط به تلويزيون با افراد کم سن را منفي و دسته اي ديگر آن را مثبت ارزيابي کرده اند. درهرحال گستردگي اين بحث نشان مي دهد که اين ابزار ارتباطي در زندگي تقريبا همه ما اهميت زيادي دارد.

  اگر از تلويزيون به درستي استفاده شود ابزاري ارزشمند براي آموزش کودکان است. کودکان از طرق برنامه های کارتون بهتر ياد مي گيرند بنآ یکی از موثرترین معلم برای تعلیم دادن برای کودک خواهد بود. همانطور که به فرزند خود اجازه نمي دهيم هر کتاب يا اسباب بازي را انتخاب کند اگر برنامه تلويزيوني را با دقت انتخاب کنيم هيچ ضرري متوجه کودکان نيست. برنامه هاي تلويزيوني به ويژه مستند سازي مي تواند اطلاعات زيادي را درباره جهان در اختيار کودکان قرار دهد. در مجموع کودکان درمعرض تماشای تصاويري قرار گيرند که در فرايند بروز و ظهور دنياي درونشان بهترمتصورشود. ديدن تلويزيون بيش از دو الی سه ساعت درشبانه روزبراي کودکان مضرمي تواند باشد، زيرا کودکان بايد در تمام ابعاد رشد داشته باشند. تصوير پردازي با رياضي و علوم تجربي سازگار نيست و تفوق تصور بر تفکر و تأمل مي تواند کودکان و حتي بزرگسالان را به کندي در مضامين دیگر میتواند بکشاند. ازسويي هم کاربرد کمپيوتر در برخي زمينه هاي آموزشي نياز کودکان به تماشاي تلويزيون را در حد عالي جبران مي کند. با اين حال، بر والدين واستادان است تا تعادلي بين برنامه هاي مختلف مفيد، ايجاد کنند تا شخصيت کودکانشان رشدي موازين داشته باشد.تلويزيون مربي است که به کودکان درس و تعليم ميدهد، سرگرمي ايجاد ميکند و دستورهاي غيرمستقيم ميدهد بدون اينکه سرآنها جيغ بزند و يا آنها را با فشار وادار به اجراي آن سازد. کودکان امروزاين را ميپسندند. بنآدست اندرکاران تلويزيون بايد اين را بخوبي بدانند که چه نقشي دارند و برعلاوه ساير مسئولين اجتماعي هم بايد بر برنامه هاي تلويزيون نظارت داشته باشند. اما والدين هم بايد معلومات کافي در مورد برنامه هاي تلويزيوني که براي کودکان پخش ميشود داشته باشند و اثرات آنرا بر کودکان مطالعه نمايند. درصورتيکه برنامه استاد خوب نباشد بايد کانال را عوض کرد.  رسانه ها در تکامل بشريت نقش مهم ايفا ميکنند. تلويزيون نقش مضاعف دارد.

 نقش هاي مثبت و منفي رسانه ها بر فرهنگ جامعه

    رسانه ها بستگي به ميزان استفاده اي كه از آن ها مي شود،  مي توانند تأثيرات مثبت يا منفي در روابط انساني، شيوه زندگي وعادات و رسوم مردم و كالاهايي كه استفاده مي شود، بگذارند؛ يعني عملكرد آنها دردو سوي متفاوت مي باشد. ايجاد رفتارهاي مثبت،  مانند استفاده ازبرنامه هاي روانشناسي و ايجاد رفتارهاي آگاهانه، آشنايي با فرهنگ هاي مختلف و گسترش وسعت ديد براي برقراري ارتباط بهتر  با ديگر ملل جهان ويا ايجاد كردارهاي منفي، ازطريق پخش فلم هاي خلاف اخلاق و رواج خشونت و روابط نامشروع، تقويت تعصبات ملي و غيره ازآثاررسانه هااست. اما بايد گفت اثراتي پايدار و مثبت مي باشد كه قوه تفكر را به كار اندازد و اعمالي آگاهانه را از انسان ظاهر سازد. ازآنجايي كه ميزان شيوع مطالعه دريك جامعه نشان دهنده، ميزان آگاهي عمقي افراد آن جامعه مي باشد، بايد يكي از اثرات رسانه ها را دررابطه با اين موضوع بررسي كرد.« ويژ هگي اصلي رسانه ها قدرت وشعاع عمل گسترده است» واين دوخصوصيت سبب گرديده كه افراد اهل مطالعه را با افراد ديگرمرتبط سازد و  هم بالعكس آن.

    چنانچه دراين اواخر ديده ميشود كه چاپ كتاب ها کاملآ اندك بوده است (البته بايد تذکر داد که اين موضوع بیشتر متوجه افغانستان است) واين امر به خصوص درحوزه علوم انساني و سپس در ادبيات، بيشترين ميزان را دارد. وقتي به زندگي عادي و روزانه خود توجه مي كنيم مي بينيم علوم طبيعي و رياضي كه درهمه كشورها بسياراهميت دارد، دربهبود و رفاه زندگي مادي بسيارموثراست و افغانها نيزدر اين مسير بسيار تلاش مي نمايند؛  ولي درزمينه علوم انساني كه با رفتار فرد و چگونگي وضع جامعه و بررسي ساختارها و تغييرات آن مرتبط است، نسبت به مواضع ديگر كوشش چنداني صورت نمي پذيرد. اگرچه دراين زمينه تمامي افراد صاحب نظرند و هرانساني بالقوه يك روانشناس يا جامعه شناس يا سياستمداراست و...شامل اين طبقه مي باشند، ولكن اين نظريات سطحي چون مبناي مطالعاتي و تحقيقي ندارد دربسياري از موارد مي تواند مضرهم باشد. مطالعات درزمينه علوم انساني ضمن آنكه ما را به چگونگي عملكرد انسان و جامعه دقيق تر و واقع بين ترمي سازد نيز ما را از پذيرش بدون تفكراظهارات سياستمداران كه دررابطه با مسائل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بوده، ازرسانه ها به عنوان ابزاري دردستان آنها، پخش مي شود؛ دورمي نمايد.

    به غيراز استفاده هاي سياسي و تبليغاتي كه براي فروش كالاها و توسعه فرهنگ مصرف ازرسانه ها صورت مي پذيرد، افراد یكه مسئول تهيه برنامه ها مي باشند، در درجه اول طالب آن هستند كه تعداد بيننده و شنونده خود را افزايش دهند. البته بايد گفت در اين ميان افرادي هستند كه خود را در قبال نيازهاي فكري و تحقيقي، مسئول مي دانند و برنامه هاي جالبي نيزتهيه مي كنند. بايد گفت به غير از اثراتي كه رسانه ها در روابط داخل خانواده و يا جامعه و يا نحوه آداب و رسوم وغیره دارند، به عنوان برقرار كننده رابطه بين افكار توليد كننده گان( شامل گروههاي مختلف فرهنگي ، اجتماعي و سياسي) و مردم ، بايد بيشتر مورد دقت نظرعموم مردم قرار گيرند يعني بايد رسانه ها و عملكرد آن ها نقد و بررسي شود زيرا گستره استفاده از آن ها بسيارزياد است، امري كه دركل جوامع به صورت يك فرهنگ درآمده است.

   "[BBC] طبق آمار سال 2004، درجهان ما، 1/299 ميليون نفرازبرنامه هاي تلويزيوني استفاده مي كنند که بيشتر بیننده گان آن اروپایی ها بوده. براي هر هزار بيننده اروپايي 446 دستگاه تلويزيوني موجود است، درحاليكه درآسيا براي هرهزار نفر 190 دستگاه و درممالك درحال رشد براي هرهزار نفر157 دستگاه وجوددارد. اين تفاوت وقتي گوياترميشود كه ميبينيم درمقابل 548 دستگاه براي هرهزار نفردركشورهاي پيشرفته، درممالك كم توسعه براي همين تعداد فقط 22 دستگاه وجود داشته است. دركشورهاي درحال توسعه يكي ازمهمترين دلايل عقب افتادگي، بيسوادي مردم و درنتيجه عدم اطلاع كافي از اموراجتماعي، صحي، اقتصادي، سياسي و غيره است. از كشورهاي درحال توسعه بگذريم، در كشورهاي پيشرفته نيز زير لواي آزادي همه نوع برنامه اي آماده و به بازار عرضه مي شود که درنتيجه درهرزمان امكان تماشاي برنامه براي هرنوع سليقه اي وجود دارد. به اين ترتيب انسان به آساني ميتواند به يك دستگاه گيرنده اي تبديل شود كه مرتب تحت تأثير برنامه هاي تلويزيوني قرار گيرد. درنتيجه قدرت تفكرخلاق را ازدست ميدهد و ازانچه دستگاه تلويزيوني به او تلقين ميكند نا خود آگاه تبعيت ميكند.

   شايد بتوان گفت عدم وجود فرهنگ مطالعه تأثير برنامه هاي تلويزيوني وديگررسانه ها را چند برابر نموده است و اين امر دو سويه است؛ يعني جذابيت برنامه ها، خصوصأ برنامه هاي تصويري و شيوع اين برنامه ها درميان مردم. مردم جهان هرروزقريب 3/5 ساعت وقت شانرا صرف تماشاي تلويزيون ميكنند که خود عاملي براي كم كردن مطالعه و تفكر خلاق است. بدين ترتيب كه بیشترین اوقات بیننده گان به تماشای برنامه ها و کمترین اوقات آنها برای بدست اوردن اطلاعات و اموزش  پای تلویزیون صرف میشود؛ البته مي توان اينترنت را از اين جهت وسيله ارتباطي بسيار مفيدي دانست كه از جنبه هاي تخصصي نيزكمكهاي فراواني مينمايد. البته بايد سايت هايي را كه اطلاعات غلط مي دهند شناخت و يا ازسايت هاي مستهجن پرهيز نمود.

 بسياري از برنامه هاي تلويزيون درميان اقشارمختلف بيننده دارند: مانند سريال ها و حتي برنامه هاي علمي مانند تغذيه بهتر، و يا مطالب روانشناسي و غیره طالبان اين برنامه ها موضوع مناسب و مشتركي مي يابند تا با ديگران راجع به آن به گفتگو بنشينند. درميان دوستان مکتب، درمحل كار، حتي در ايستگاه موتر و يا در داخل موتر، خانم هايي كه محقق هستند، اطلاعات علمي را از طريق تلفن به فرزندان و يا ديگر دوستان خود انتقال مي دهند.

برنامه هاي تلويزيوني دريچه اي است براي آشنايي با اموري كه قبلأ از ان ها اطلاعي نداشتيم  ولي مشكل اصلي آنست كه اوقات بسيار زيادي صرف تماشاي تلويزيون مي گردد كه اگر براي آن برنامه ريزي نشود، افراد به صورت تابعان تلويزيون هرگونه اخلاق و رفتاري را مي پذيرند و بخصوص به علت ستاره سازي و اسطوره پروري، شيوع آن درميان كودكان و نوجوانان، اثرات سوء  برجاي مي گذارد وحتي درخانواده هاي كه به نقد برنامه ها ميپردازند تربيت از والدين گرفته ميشود.

   كافيست دريك خانواده براي يك هفته تلويزيون خراب شود آنگاه مشاهده مي گردد كه اعضاء چگونه با هم ارتباط برقرار مينمايند و چقدرمطالب دارند كه مي توانند براي هم بازگو كنند، البته به غيرازوقايع روزمره مکتب و يا محل كار.  بايد ديد كه افراد خانواده براي وقت آزاد خود تا چه حد ميتوانند خلاقيت داشته باشند. هنوز اهميت وقت آزاد و چگونگي استفاده از آن براي بیشتر از فامیل ها معلوم نيست. امروزه قسمت اعظم اين وقت دربسياري ازنقاط جهان صرف تماشاي تلويزيون ميشود و با كمال تأسف برنامه هاي تلويزيوني اكثرأ درجهت خشونت و جرم و جنايات و انحرافات و غیره است. تماشاي صحنه هاي نا مطلوب براي كودكان آنچنان تاثيري دارد كه گويا خود مورد تجاوز و حمله قرار گرفته اند و ازاين جهت، اكثرأ گرفتاراضطراب و خواب هاي آشفته و عصبانيت وحركات ضد اجتماعي ميشوند. اثرات مخرب تلويزيون برفرهنگ خانواده و جامعه دردرازمدت، قابل بررسي است كه تا چه حد روابط سست گشته وعدم احترام درجامعه رواج يافته است و اركان خانواده متزلزل شده است.

   بايد گفت براي كودكان و نوجوانان، اثرات مخرب انترنت ميتواند ازتلويزيون هم بيشتر باشد زيرا دراينجا ديگركنترل معمولي يك پدر و مادر دلسوز و مطلع نمی تواند کار موثر انجام دهد.در نهايت نميتوانيم منكر تأثير رسانه ها درتغيير و بالا بردن سطح فرهنگ كلي جامعه، گرديم. در اين ميان راديو ميتواند بسيارمفيد باشد. درزمانيكه افراد كار فكري انجام ميدهند، برنامه هاي راديو ميتواند درايجاد شادي و تغيير روحيه، اطلاع رساني و آشنايي با نكات جديد بسيار مفيد باشد و مانند تلويزيون افراد را ساعتها در مقابل خود ميخكوب نمي نمايد.اما رسانه ها چگونه بايد عمل نمايند؟ شايد گفت كه با استفاده ازتجربيات افراد محقق و به كارگيري مطالب مفيد درايجاد و توليد برنامه هاي مختلف، رسانه ها ميتوانند فرهنگهاي سودمند را درميان مردم رواج دهند. تشكيل انواع نمايشگاههاي كتاب و تبيلغ آنها ازطريق رسانه ها و برگزاري مسابقات براي كتابهاي مطالعه شده و توليد انواع برنامه هاي فرهنگي و به كار گيري آن در سريال هاي مختلف، توجه به زندگي مخترعين و مكتشفين،  که این طرز رفتار رسانه نه تنها ايجاد نگراني نمي كند، بلكه سرمشقهاي لازم راهم به آن ها ميدهد؛ با چنين برنامه هايي است كه شايد بتوانيم در مدرسه، محل كار، ايستگاه موتر و يا اتوبوس،  حقيقتأ حرفي براي گفتن و مطرح كردن با ديگران را داشته باشيم و با يكديگر تبادل افكار و نظريات بنماييم.

 ماهواره پيشرفت يا انهداد فرهنگي

   در دهه هاي اخير که تکنولوژي ارتباطات وارد مرحله تازه اي شده، حوزۀ تهاجم فرهنگي نيز گسترش قابل توجهي يافته است. گرچه ابزاري مانند ماهواره و سينما بسان شمشيري دو لبه اند که هم درمسير فرهيختگي جامعه و هم درانهدام فرهنگي آن مؤثر و کار آمد اند، اما به شهادت تاريخ و تجربه، جنبه هاي ضد ارزشي اين رسانه برمايه هاي علمي، اطلاعاتي و فرهنگي آنان پيشي گرفته است. در 28 دسامبر 1895 برادران "لومير" سنگ بناي چيزي را که امروز سينما، ناميده ميشود، نهادند. اين وسيله براي سرگرمي و تفريح و سپس براي بيان عقايد آزادي خواهانه به کارميرفت ولي در سالهاي نخستين قرن بيستم درخدمت تجارت وتهاجم نيز قرار گرفت. راديوهم، درآغاز شکل گيري درآمريکا به شکل خصوصی عرض وجود کرد و دراروپا نيز هويتي دو چهره (خصوصي- دولتي) پيدا کرد. ماهواره ازديدگاه تکنولوژي، بدون شک يکي از دست آورد هاي علمي و مهندسي بشر بعد از دوره رنسانس (انقلاب صنعتي اروپا) به شمار ميرود. دربررسي اين پيديده، نخست انگيزه سازنده گان آن را مورد بررسي و امعان نظر قرار داد وسپس بايد پاسخ مناسبي به اين سئوال داد که؛ هدف از قرار دادن ماهواره ها در مدارهاي مختلف اطراف زمين، تبادل اطلاعات يا فرهنگ است يا تأمين منافع غرب در ابعاد سياسي، اقتصادي و نظامي؟ و به تعبير ديگر، ماهواره پديده اي فرهنگي است يا در پوشش فرهنگي، اهداف سياسي را تعقيب مي کند؟ برخي هجوم ماهواره را "استعمار الکترونيکي" جهان سوم مي شمارند و بعضي آنرا "ماهپاره اي" فرهنگي مي دانند که براي افزايش اطلاعات و دانش هاي تازه، مفيد و مؤثر است. ماهواره داراي فوايد ارزشمند و مضرّات انکار ناپذيري است که شايسته است اين نکات مثبت و منفي بيان شود.

 الف) جنبه هاي مثبت:

 1- مبادله اطّلاعات و آگاهي از آخرين دستاورد هاي علمي.

 2- سرعت درارسال اخبارورخدادهاي سياسي جهان با شواهد دیداری.

 3- پخش تبليغات مذهبي به دهها زبان زنده و رايج دنياو بیشتر از این دست.

ب) جنبه هاي منفي:

 1- نقض حاکميت ملي کشورها.

 2- ايجاد تزلزل درکانون خانواده و انحراف جنسي و اخلاقي جوانان.

 3- کوشش در استحاله فرهنگي توده ها، براي پذيرش تئوري نظم نوين جهاني.

 4- تبليغ معيارهاي غرب و آسيب رسانيدن به ارزشهاي ملي و مذهبي کشورها.

 5- ارسال برنامه هاي نامطلوب و غیر مذهبی شکي نيست که ماهواره ها صرف نظر از اين که چه اهدافي را تعقيب مي کنند، با منافع ملي کشورها سازگاري ندارند و صاحب نظران حقوق بين الملل بر اين باورند که اصل آزادي انتشاراطلاعات، با مفهوم حمايت ازحاکميت ملي در تضاد است. با اين حال و با وجود آثارمثبت ومنفي ياد شده، دو ديدگاه متضاد درمورد استفادۀ بدون قيد و شرط ازآنتن هاي ماهواره اي مطرح مي باشد:

  1. این گروه جنبه هاي مثبت ماهواره را دستاويز قرارداده و بدون اينکه تمايلي به تفکيک ميان ماهواره هاي اطلاع رساني و برنامه هاي تلويزيوني، ماهواره اي، داشته باشند عملاً در برخوردي منفعلانه، تسليم شده اند، هرچند به دلايلي نظير، بهره برداري ازدستاوردهاي علمي، قدرت انتخاب مردم و حق آزادي درانتخاب، پناه آورده اند اما معتقدند که به دليل مسلّح نبودن به تکنولوژي مقابله، ناچاربايد تسليم شوند، به ويژه اين که هم اکنون درکشورهاي صنعتي حلقه هاي فلزي ساخته شده که با نصب آنها در دروازه و پنجره، ميتوان مانند "ديش" برنامه هاي ماهواره اي را دريافت نمود يا با نصب صفحه هايي که به شکل پردۀ عمودي ساخته شده اند برروي پردۀ خانه ميتوان از برنامه هاي ماهواره اي استفاده کرد. اين گروه بر اين باورند که به فرض اين که مردم را ازاستفاده ازآنتن هاي بشقابي و پايين آوردن آنها از فراز بامها منع کنيم، اما دوستداران اين گونه برنامه ها، چند صباحي ديگر، ميتوانند به دور از چشم همه با آنتنهاي معمولي اين برنامه ها را به آساني دريافت نمايند و چه بسا مردم حريص هستند به آنچه که از آن منع شوند.

 2. اين دسته معتقدند، و ميگويند كه ما منکر فوايد و جنبه هاي مثبت ماهواره نيستيم، بلکه آنچه مورد بحث و تأکيد است، پخش برنامه ها تلويزيوني به وسيله ماهواره است. با چشم پوشي ازاخبار و برنامه هاي هدايت شده، حاکميت ملي کشورها را نقض ميکند و رواج خلاف سنت و مذهب و ترويج فرهنگ و آداب و رسوم غربيان وناهنجاريهاي اجتماعي را به دنبال دارد.

 ماهواره، در واقع چهره اي سياسي دارد واين که فردا دوستداران برنامه هاي ماهواره اي مي توانند با آنتن هاي معمولي برنامه ها را ببينند، مجوزي براي عدم برخورد و تسليم در برابر اين پديده نيست. با توجه به اين که بيشتر برنامه هاي ماهواره اي به غير از زبان رايج کشورها پخش مي شوند، چگونه مي توان ادعا کرد که علاقه مندان براي آگاهي از دستاورد هاي علمي، به اين برنامه ها روي آورند، درحاليکه اکثرمردم، زبان بيگانه را نميدانند. دولتهاي اسلامي وظيفه دارند که به نحوي براي جلوگيري خطربي پايان، اقدامات جدی تری اتخاذ نمایند.

 
نقد فني و محتوايي رسانه هاي تصويري(افغانستان)

    دانشمندان، تاريخ زندگي بشريت را از نگاه کردهاي مختلف به گونه هاي متفاوت تقسيم بندي نموده اند و هرعصر را به نام مهمترين و باارزشترين پديدة همان دوران نامگذاري کرده اند. دراين ميان، عصر ما را عصراطلاعات نام گذاشته اند؛ لذا دربر شمردن اهميت مسألة اطلاعات و اطلاع رساني درجهان امروزفکر ميکنم بيان همين کافي باشد.

شايد به جرأت بتوان گفت که امروزه تلويزيون ازنگاه گستردگي حوزة مخاطبان و نيز چگونه گي انتقال اطلاعات، و نيز ارتباط و تأثير بر مخاطب، درصدر وسايل ارتباط همه گاني قرار داد. در اين ميان کشور ما، چون ديگر ساحه هاي علمي و تکنولوژي، بسا که از کاروان جهاني فاصله ها داريم! اما دراين اواخرو با تغيراوضاع سياسي – اجتماعي درکشور، ازجمله پديده هاي نو و قطعاً مهم يکي هم ايجاد کانالها وشبکه هاي مختلف تلويزيوني خصوصي و نيز دولتي در کشور است.  به دليل اهميت مسأله و بررسي فني ومحتوايي اين پديدة حياتي و تأثير گذار اجتماعي امروز جامعة ما، بعضي سوالات احتمالي که درذهن بسياري لاجواب بوده اند، در لابلای مطالب که ذیلآ تذکر شده به بحث گرفته شده است.

   تمدن معاصر وسايل گوناگوني را در اختيار انسانها نهاده و از اين راه سهولتهايي را براي زيست آسوده تر فراهم آورده است، و دراين ميان تلويزيون يکي از پراستفاده ترين فراورد هاي است که وارد عرصة زندگي گرديده و توانسته است با خصوصياتي که دارد جايگاه ويژه براي خود پيداکند. جامعة افغاني نيز، هرچند درمقايسه با ديگرجوامع به کمبود هاي فراواني مواجه است، ولي بيش ازدودهه است که با تلويزيون آشنايي بیشتر يافته و روز به روز به آن انس بيشتري پيدا ميکنند، تا جايي که امروزه دراغلب خانه ها به چشم ميخورد وبخشي ازسرماية مردم ما صرف خريداري اين وسيله يا قطعات وابسته به آن ميگردد، هم چنان که بخشي از وقت شان که خود سرمايه ديگريست نيز درپاي تماشاي برنامه هاي آن سپري ميشود.

   با توجه به موقعيتي که تلويزيون دارد، بیشترینه از دوجهت مورد بررسی قرار میگیرد. تلويزيون مانند هر وسيلة ديگر در ذات خود از حسن و قبحي برخوردار نيست، واين نوعيت کاربرد آنست که آن را نيک يا بد ميگرداند. نگاهي به کانالهاي تلويزيوني موجود در افغانستان نشان ميدهد که اين وسيله امروزه درراستاي سودمند و سازنده يي درحرکت نيست، واگر فکري براي بهبود واصلاح آن نشود ميتوان آيندة نگران کننده و بيم آوري را براي جامعة افغاني پيش بيني کرد.

 ساده ترين عارضة منفي آن ايجاد مشغوليت هاي کاذب و ضايع ساختن اوقات گرانبهاي آدميان است. به گونه يي که اگر مجموع ساعت هايي که مردم صرف تماشاي تلويزيون ميکنند محاسبه گردد ديده خواهد شد که بخش هنگفتي از زمان کاري به مصرف رسيده است که هيچ عايدي براي شان نداشته است، (يا حداقل بسيار ناچيزي بوده) درحالي که ميتوان با برنامه ريزي صحيح ازاين ميزان وقت استفاده هايي به مراتب بهتري کرد. ازآن مهمتر تبليغات، و پرورش فرهنگ مصرفي است که ازيک سو رقابت هاي ناسالم در ميان مردم را دامن ميزند و از ديگرسو احساس نارضايتي از زندگي را دربسياري ازمردم قوت ميبخشد و اين به نوبة خود مردم را به کسب عوايد بيشتر بدون ملاحظات اخلاقي و قانوني وادار ميسازد، از اين هردو مهمتر، واردساختن بي ضابطه و سانسور نشدة قطعات فرهنگي بيگانه است که امروزه از طريق تلويزيون به ساحات زندگي مردم ما پا ميگذارد، وآنان را نسبت به سنتهاي ديرينة شان بي باورو بي التزام ميگرداند، بدون اين که دغدغة جايگزين ساختن بديل بهتر و سالم تري به چشم بخورد. پخش فلمهاي گوناگون، بدون درنظرگرفتن ضوابط اخلاقي و فرهنگ ملي که دو عارضة منفي را به بار خواهد آورد.

   اشاعة ستيزه جويي در میان جوانان و تقلید کردن آنها از فلم و برنامه های تولید خارجی مقدمات آنها را در محيط خود به شکل پديد آمدن باندهاي متعدد درميان بخشي ازجوانان جامعة خود ديده يا شنيده ايم، وديگري تحريک و تهييج غريزة جنسي و تشويق جوانان به عشق هاي کاذب، دمدمي، سطحي با عاقبتي که هم به دين و شخصیت آنان لطمه ميزند وهم به دنيا و شغل و عوايدشان، به خصوص پخش و نمايش کنسرتها و موسيقي و غیره.

   کانالهاي تلويزيوني درجامعة ما که ميتوانند ابزاري قوي و کامياب در جهت اشاعة آگاهي، تقويت فرهنگ و تحکيم ارزشها باشند، به وضعيت نابسامان کنوني گرفتار آمده اند. نخست عدم اعتقاد گردانندگان اين شبکه ها به خصوص شبکه هاي خصوصي به چنين رسالتي ازعوامل مؤثردراين قضيه است، تا حدي که يک ناظر ژرف انديش بدين گمان تمايل مي يابد که مسؤولان اين شبکه ها عمد دارند که هنجارها را بشکنند وارزشها را به بازي گيرند. البته همه کانال ها در اين زمينه همانند نيستند.

   هم چنان ممکن است ضعف برنامه ريزي و فقدان کفايت اداري از ديگر عوامل اين وضعيت باشد، زيرا چنين شبکه هايي به مديريت قوي، انديشمند، برنامه ريز، مبتکرولايقي نيازمندند که بتوانند نيازهاي جامعه را به خوبي تشخيص دهند و براي برآوردن آنها شيوه هايي سنجيده و مطالعه شده در پيش گيرند، و در اين زمينه از صاحبان انديشه و تجربه و نيروهاي آگاه و داراي برنامه کمک بگيرند.

   رشد سريع شبکه هاي تلويزيوني خصوصي در کشور, از نظر فني و محتوايي شبکه هاي تلويزيوني دولتي و خصوصي را با هم به گونه مقايسه نمایم که رشد کمي شبکه هاي تلويزيوني درکشورما طي سه سال اخير، يکي ازاساسي ترين نمادهاي آزادي بيان و مطبوعات در کشوربه حساب ميآيد؛ زيرا درهيچ مقطع زماني شرايط سياسي، اجتماعي و فرهنگي بستر مناسب براي اين رشد فراهم نبوده است. با توجه به اين که اين حرکت در افغانستان جديد و نوپا است طبعاً ازنظرتخنيکي ومحتوايي دچارمشکلات و نقصهايي است، آنچه ميتوان درباب مقايسه فني ومحتواي تلويزيون هاي دولتي وخصوصي گفت اين است که کار در تلويزيونهاي خصوصي با دقت بيشتري صورت ميگيرد و ديده ميشود که مديريت در اين شبکه ها و مسألة ايجاد تنوع دربرنامه سازيها در صدر برنامه هاي آنها قرار دارد، ايجاد فضاهاي مناسب درتصوير سازيها، هرچند که تاحدي هم حرفه يي نيست، اما حرکت جديدي است که درافغانستان سابقة چنداني ندارد. امروزه کارگزاران و حرکت دهندگان چرخه هاي تلويزيون هاي خصوصي افرادي اند که اکثرشان قبل ازاين درراديو و تلويزيون دولتي افغانستان مشغول بودند که درحال حاضر با دريافت حقوق مناسب با تلويزيون دولتي قطع علاقه نموده و درخدمت تلويزيونهاي خصوصي اند. همين افراد که داراي تجربه دراين راستا اند، اگراز هر نظر تأمين شوند و ازمشکلات اقتصادي زندگي فارغ باشند، طبيعي است که ميتوانند درايجاد تنوع در برنامه ها ابتکارات و خلاقيتهاي خود را بروز دهند. مهمترين دليل عدم رشد محتوايي و فني تلويزيونهاي دولتي بيشترشامل همين مسأله است.

کارمندي که در کمترین درآمد را از طریق تلویزیون های دولتی داشته باشد، چگونه ميتواند ابتکار و خلاقيت داشته باشد؟ هروقت که بخواهد پيرامون برنامه يي بينديشد و فکر کند حتماً فکرمشکلات زندگي، نيازمنديهاي روزمره و غيره او را به راه ديگري خواهد برد.

  مسألة مورد بحث ديگر در اين راستا عدم موجديت کارگردانهاي حرفه يي در کشور ماست، به ويژه درتلويزيون هاي دولتي. مسأله که در تلويزيونهاي خصوصي جداً مورد توجه قرار گرفته و علت اين که برنامه هاي بخش خصوصي داراي تنوع و دلچسپي خاصي است، اهميت دادن به کار کارگردانان به عنوان مسؤولان برنامه هاست.

يکي ديگرازمسايلي که تلويزيونهاي خصوصي را ازدولتي متمايزميسازد، امکانات فني پيشرفته و مدرن است که تلويزيونهاي خصوصي دراختيار دارند زيرا آنها قبل ازاين که به بعد فرهنگ سازي درجامعه بينديشند به فکر برگشت عوايد سرماية خود هستند. چون سرمايه گذاري که دراين بخش مبلغ هنگفتي سرمايه گذاري نموده، تلاش ميکند عوايد کار خود را به دست آورد.  با استفاده ازآخرين فن آوريهاي تکنولوژيکي، تصاويري را پخش ميکند که هيچ گونه پرازيت يا اخلالي دراو موجود نباشد که اين مسأله سخت درجلب و جذب بيننده ها تأثيرگذاراست.

   بحث دکوارسيون (Decoration) درتلويزيون ازمهم ترين عناصري است که ميتواند بيننده را به خود جلب کند، امري که متأسفانه درکشورما چندان به آن بها داده نميشود. امروزه در تلويزيونهاي دولتي هيچ گونه بودجة مشخصي دراين راستا تعريف نشده است. ممکن است دربخش خصوصي هم وضعيت به همين منوال باشد. درحالي که درسايرکشورها بيشترين هزينه ها در اين بخش اختصاص دارد و نيز بيشترين امتياز را افرادي ميگيرند که در بخش دکور و جلوه هاي ويژه مشغول کار اند.  فقر کارشناسهاي مسلکي دراين بخش متصوراست وعدم سرمايه گذاري دربخش دکوراسيون مهمترين دليل عدم همخواني موضوع برنامه ها با دکور آن ميباشد.

   مجري به عنوان عامل انتقال پيام، ارزش و جايگاه خاصش را دررسانه ها داراست و مسلم است که توانايي و ناتواني اجراکنندة يک برنامه باعث موفقيت و يا عدم موفقيت يک رسانه در تزريق اهداف آن برمخاطبانش ميشود. هرچند پرداختن به وضعيت مجريان به علت تعدد رسانه هاي تصويري، زمان و بحثي مطول است اما اگر بدون توجه به استثناها و به طور کلي پاسخ گوييم، مجريان برنامه ها کوشش فراواني براي ايجاد ارتباطي مستحکم با مخاطبان خود هستند و تا حدي دراين کارموفقيتهاي هم دارند، هرچند اين موفقيت بيشترمربوط رسانه هاي غيردولتي است، که آن هم عوامل و دلايل خاص را داراست ولي ازايجاد دگرگوني هاي مثبت در وضعيت گرداننده هاي رسانه هاي دولتي هم نميتوان چشم پوشي کرد. گفتني است با آن که توانايي هاي شخصي را نميتوان دست کم گرفت اما اين موفقيت ارتباط مستحکمي به امکانات يک رسانه هم دارد. از مسايل چشم گيري که در برنامه هاي اکثر شبکه هاي تلويزيوني موجود در کشور به سادگي و درنگاه اول به ديد مي آيد افراط در پخش موسيقي ميباشد، موسيقي پيوند ناگسستني با فرهنگ و جامعة ما دارد و حضور آن به عنوان يک رکن عمده در رسانه هاي کشور مطرح و اجتناب ناپذير است. خصوصاً با توجه به سالهاي ممتد جنگ و افسردگي روحي مردم کشورما اما درمورد موسيقي و رسانه ها، دو موضوع مطرح هست، اول چگونه موسيقي و دوم چقدر.

  پخش موسيقي ميتواند بازدهي مثبت و منفي را در ميان مخاطبانش به دنبال داشته باشد، آهنگهاي اصيل و زيبايي داريم که ازجهتي جزء فرهنگ ماست و درشکوفا شدن هنرموسيقي درمقطع کنوني مفيد است و درنگاهي آرامش را برمخاطبانش به ارمغان دارد و با توجه به روش، برخي آهنگ هاي غيروطني هم ميتوانند جزء اين قلمرو به حساب بيايند. اما در جهتي مخالف، امروزه شاهد پخش آهنگ هايي از رسانه هاي جمعي خود هستيم که سخن از هرزه گي، بي بندوباري را دارند که مسلماً با اسلام، فرهنگ، جامعه و رسوم مخالفت دارند. بناً پخش اين آهنگها اگردرسطح پاييني هم باشدـ که نيست ـ اثرات منفي را بر مخاطبانش خواهد گذاشت. اما از نگاه بعضي با توجه به عقب ماندگي هاي علمي، فرهنگي و در کشور، از تمام زمينه ها بايد براي بازسازي جامعه استفاده شود؛ بناءً موسيقي هم به عنوان بخشي از برنامه هاي رسانه هاي جمعي بايد پيام يا هدفي را دنبال کند، اما وقتي از برنامه هاي آموزشي و تخصصي موسيقي که کمتر ديده ميشوند بگذاريم، موسيقي به عنوان يک تنوع در رسانه ها جاي دارد و از آن به خاطر پيامهاي خود استفاده ميکنند. اما اين تنوع نبايد آنقدر زياد باشد که هدف رسانه را به فراموشي بسپارد، آن هم در جامعه يي که مخاطبان رسانه ها تشنه کامان معلومات و آگهي اند. متأسفانه بايد گفت دررسانه هاي تصويري کشورما حضور موسيقي درحد افراطي آن به چشم ميخورد.

  رسانه پيشرو، يعني رسانه كه همواره فرهنگ سازي ميكند، ارزشهاي نو مي آفريند، هنجارهاي جديدي خلق ميكند و جلودار يك انقلاب فرهنگي آرام (silent revolution) است.

در جامعة ما اكثررسانه ها به ويژه شبكه هاي تلويزيوني درچنبرة تقليد از ذوق عوام و كاپي برداري ازهمديگر گرفتار ميباشند.

   بنابراين تصور ميشود كه تلويزيونهاي موجود درکشور بيشتر در سلك رسانه هاي دنباله رو ميگنجند و هيچ نقشي را در فرايند فرهنگ سازي سالم ايفا كرده نميتوانند.

   تلويزيون با توجه به تأثيرگذاريهاي تربيتي و اخلاقيي كه دارد، سخت مورد نقد قرار گرفته است. حتي در غرب عده ي از دانشمندان تلويزيون را آماج نقدهاي تند و تيزي قرار داده اند. مثلاً كارل پوپر(Karl Popper) فيلسوف نامورغربي درسال 1995 طي مصاحبه ي با روزنامة آلماني اشپيگل، ميگويد: تلويزيون بشريت را فاسد ميكند.

"نيل پستمن"، جامعه شناس تازه درگذشتة آمريكائي و منتقد رسانه هاي جمعي و تكنولوژي مدرن, ميگويد که رسانة تلويزيون باعث انقراض دوران كودكي كودكان شده، چرا كه هيچ رمزو رازي ازدوران بزرگسالي براي آنان باقي نگذاشته است. تلويزيوني كه كودك از 18 ماهه گي بينندة آن و ازسه ساله گي معتاد به آن است در برنامه ريزي خود هيچ فرقي بين كودك و بزرگسال قايل نمي شود؛ لذا كودك كه با تلويزيون بزرگ ميشود از نظر فيزيكي دوران خُردسالي را تجربه ميكند در حالي كه از نظر رواني با جهان بزرگسالان روبروست.

رجيز دبراى (1997) تلويزيون را نوعى فن‏آورى وانمودسازى تلقى ميکند كه منطق آن فريبكارى است.

حتي در حال حاضر در آمريكا نهادي به نام "دنياي بدون تلويزيون" فعاليت ميكند و جان تيلور گاتو(gohn Taylor Gatoo)، برندة پنج دوره جايزة بهترين معلم سال نيويورك، يكي از گردانندگان اصلي آن ميباشد. ولي بايد يادآور شوم كه "دنيا، جامعه يا خانوادة بدون تلويزيون" يك تئوري ايدآليستي است که عملي شدن آن نه ممكن است نه هم مطلوب. ممكن نيست، به دليل اين كه ما در دوره هستیم که شديدترين برخوردها را با اين پديده شاهد بوديم ولي با آنهم هيچ گاه گيرنده های ديجيتال ازخانه ها برچيده نشد و مطلوب نيست؛ زيرا عصر كنوني را عصراطلاعات ناميده اند و در عصر اطلاعات قطع رابطه كردن با وسايل اطلاعاتي گناه است. اگرما بخواهيم تلويزيون را به خاطر كاستيهاي آن نفي كنيم، خوب انترنت، راديو هم ميتوانند كاستيهاي مشابه و يا حتي بيشتري داشته باشند، آيا اينها را هم بايد دور انداخت؟ اگر ما سياست نفي را درمورد اينها به كاربنديم آنوقت جامعه ما ميشود جدااز دهكدة كوچك جهاني شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:42  توسط نقیب الله پویا   | 

نتيجه گيري:

      تحقيقات علمي دانشمندان و نويسنده هاي مشهور ، گوياي اينست که جوامع امروزي با شبکه هاي  تلويزيوني معتادانه و زيرکانه عمل نميکنند که عده خود آگاه و عده هم ناخود آگاه زير تاثير اين صندوق  تصويري رفته اوقات گرانبهاي خود را به اتلاف دوست وقت دوز داده اند.

 رسانه تلويزيون مخصوصآ در جامعه امروزي تا حد زيادي مانع اشتغال کاري بشر شده است، ولي نبايد تنها پيرامون آن جانب منفي گرايي را اختيار کرد. گاهي ميشود که تلويزيون به مثابه  بهترين دوست ما را به خود مصروف سازد تا خستگي و ناراحتي ما رفع شود، گاهي هم به عنوان بهترين راهنماي اموزشي و رهبر سياسي ما عمل مينمايد. درعين حال، بيشترينه مانع فعاليت هاي فزيکي و دماغي ميشود. امروزه شبکه تلويزيون براي قشربي سواد و بيشتر با سوادان به يک رسانه سرگرمي و وقت گذراني تبديل شده است. حال آنکه، بايد از آن اطلاعات مهم و داغ روز بدست آيد، بايد از لابلاي تماشاي برنامه هاي آن دانش سياسي، طرز زنده گي در جامعه امروزي و غيره سعود کند.

   بيشتر مردم كم سواد به منطور داشتن گپي براي همرديفان و همنيشان خود، ازبرنامه هاي تلويزيوني که مورد پسند شان اند، استفاده ميکنند که در واقع نا خود آگاه تحت تاثير فرهنگ بيگانه رفته بزودي قرباني حمله رسانه يي قرار ميگيرند مگر افسوس اينجاست که اشخاص با سواد خاصتآ آنهاي که ديگران در بخش آموزش به كمك آنها نياز دارند، در نبرد آموزش ، سر تسليم را به سرگرمي گذاشتند و از شبکه تلويزيون همانند كم سواد و بي سواد ها استفاده ميکنند.  

    فاميل ها بايد راهکار هاي جدي را براي نظارت اطفالشان از تماشاي برنامه هاي تلويزيون روي دست داشته باشند و اگرنه روزي شود که اطفال شان همانند قهرمانان مورد علاقه ايشان هر روزه در قالب هر نقش تمثيل کرده، تمام عمر را به اکتينگ خواهد گذاشتاند. ولي بايد تذکر داد هرگاه اطفال در قسمت استفاده از برنامه هاي تلويزيون از كنترول و نظارت والدين دور باشند، شايد اين تيپ اطفال بسوي زنده گي هدفمند رهنمون نگردند.

    درواقع، جامعه امروز افغانان به سوي بيگانه پرستي روان است. شبکه هاي تلويزيوني براي اينکه ابتکاري کنند، توليدات شبکه هاي خارجي را در صدر سياست کاري خود انتخاب ميکنند. تلويزيون دولتي هم اگر به همين منوال رقابت کند، آينده بسيار رقت بار پيشروي خواهد داشت، حتي روزي خواهد شد که ماه ها بگذردو کس به اخبار و برنامه هاي آن رجوع نکنند.

   ازادي رسانه ها امريست ضروري ، نبايد با سو استفاده از آزادي بيان رسانه منافع ملي خودرا قرباني کرد. برعلاوه آزادي رسانه ها به معرفي اصليت خود هم بپردازيم. با نشر کردن چند سريال و آهنگهاي توليد کشورهاي خارج نميتوان رسانه موثر بود، وظيفه ژورناليست تنها جهت دهي ايده نيست، بلكه رسالت و وظايف ديگر را كه در بخش تعليم و تربيه در جامعه بدوش دارند نبايد فراموش بكنند. برحال استفاده از هر چيز در حد متعادل آن مفيد است! بنا رسانه تلويزيون همچنين وسيله است که راهياب و راهگم ميسازد. اينکه ما چگونه استفاده ميکنيم؟ سوالی است مربوط به دانش و عقل خودما.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:40  توسط نقیب الله پویا   | 

منابع و موخذ:

 1.  جيل مک آلر ، بري گونتر،  نصرت فتي، کودک و تلويزيون، 1380، تهران، صص 15، 21 و 45

 2. ديويد اتکينسون و ماک رابوي و ديگران،  مرتضي ثاقب فر،  راديو-تلويزيون خدمت عمومي "چالش قرن بيست ويکم1384، تهران صص 68،69

 3. سورلن، پير، حميد احمدي لاري، سينماي کشورهاي اروپايي جوامع اروپايي 1939-1990 ،  1379، ص 27

 4. کازنو، ژان، داکترباقر سارزخاني و داکتر منوچهرمحسني، جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي، 1384، تهران ص 83-85 و 89

 5. کيت سلبي/ ران کاودري، علي عامري مهابادي، راهنماي بررسي تلويزيون، 1380، تهران صص 63، 74 و 80-84

 6. نيکو، مينو، ايما سعيديان، وازگن سرکيسيان و سعادت شيخ، شناخت مخاطب تلويزيون ،1381، تهران صص 38،43،56 و 61

 7. ويلکي، برنارد، حميد احمدي لاري، جلوه هاي ويژه در تلويزيون، 1381، آيران، صص 19-22

 انترنيت:

9 . سایت خبری آفتاب، www.aftab.ir

10. بي بي سي فارسي،www.bbcpersian.com

 

 پایان رساله

ممنون از همراهی تان

نقیب الله "پویا" 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:36  توسط نقیب الله پویا   |