فصل دوم
ديد کلي نسبت به تلويزيون در جوامع
آيا تلويزيون براي کودکان مضر است؟
در حالي که بعضي از والدين تلويزيون را مانند يک پرستار الکترونيکي براي فرزندان خود مي خوانند، بسياري در اين مورد نيزنگران هستند. درسال 1373 با مرور 40 ساله تحقيقات بين المللي در دانشگاه های مشهور از جمله آکسفورد لندن و لیدن در امریکا، متوجه شدند که تماشاي زياد تلويزيون مي تواند قدرت تخيل کودکان رااز بين ببرد. به هرحال تلويزيون تماشا نکردن نيزمي تواند کودکان را از گروه سني خود متمايز نمايد. اينکه تنظيم درست تماشاي تلويزيون چيست، هنوز مورد بحث است. ولي محقق دانشگاه ليدن دکتر "پتي/والکن برگ" تصور مي کند که زمان حدود يک ونيم ساعت در روزبراي تماشاي تلويزيون کافي است.
حد متعادل
هر چيزي در حد متعادل خودش خوب و كارآمد است. تلويزيون هم يک وسيله ارتباطي و آموزشي خيلي مهم براي همه مخصوصا براي اطفال است. به شرطي كه ما به عنوان بزرگتر، مدت و نوع برنامه مورد استفاده كودک را تحت كنترل و نظارت داشته باشيم تا اين وسيله مفيد سرگرم كننده و آموزشي تبديل به وسيله اي براي اتلاف وقت و انرژي كودک و تخريب ذهن او نشود.
تصاوير خشونت آميز
فکر مي کنيد کودکاني که تصاوير خشونت آميز را در تلويزيون تماشا مي کنند رفتار خشونت آميزي از خود نشان خواهند داد؟
تحقيقات بسياري براي پاسخگويي به اين سؤال و تأثيرات آن بر کودکان تا کنون انجام شده است .تحقيقات توسط دانشمندان ، دکتران و متخصصان اطفال و محققان کودک در کشورهاي مختلفي انجام شده و دراين تحقيقات سعي شده است علت تأثيرگذاري بسيار زياد خشونت تلويزيوني را بررفتار کودکان دريابند . دريک تحقيق از دانشمندان دانشگاه لیدن آمریکا که کودکان را به دو گروه A و B تقسيم کردند به گروه A فلمي را نشان دادند که در آن يک کودک سامان بازيش را به شدت لت وکوب ميکند و به کودکان گروه B فلمي را نشان دادند که درآن همان کودک با سامان بازيش رفتار خوب میکند و مهمان نوازي مي کند که در نتیجه کودکان گروه A را در يک اتاق که يک سامان بازي دقيقاً شبيه سامان بازي فلم درآنجا بود، گذاشتند. کودکان گروه A با خشونت با سامان بازي رفتار کردند و آن را به همان شيوه لت وکوب کردند.
کودکان گروه B نيز در اتاقي که سامان بازي در آنجا بود گذاشته شدند ولي آنها با مهرباني با آن رفتار کردند و با سامان بازي، بازي کردند. طبق تحقيقات انجام شده ۴۷ درصد برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون نشان مي دهد که قربانی صدمه اي نمي بيند و خصوصاً در برنامه هاي مخصوص کودکان هنگامي که در کارتون يک شخصيت کارتوني به شخصي ديگر ضربه اي وارد مي کند او بدون اينکه صدمه اي ببيند دوباره بلند مي شود. کودکان باور مي کنند که خشونت واقعاً صدمه اي به ديگران نمي رساند . در۷۳ درصد برنامه هاي تلويزيوني، افرادي که در کارتون ها و نمايش هاي مخصوص کودکان مرتکب جنايت مي شوند هرگز تنبيه نمي شوند. نمايش هاي تلويزيوني که اجازه ميدهند، شخصيتي که مرتکب جنايت شده تنبيه نشود، به تدريج به کودکان مي آموزند که ارتکاب جنايت هيچ ايرادي ندارد. زيرا هيچ تنبيه و بازخواستي در انتظارآنها نيست. کودکان ياد مي گيرند که اعمال خشونت آميز و جنايت بار، مورد بازخواست و تنبيه قرارنمي گيرند .
کاهش تماشاي تلويزيون موجب افزايش تحرک در کودکان ميشود
پژوهشگران آمريکايي در جديدترين تحقيقات خود نشان دادند تماشا نکردن تلويزيون موجب افزايش تحرک کودکان می شود.
گفته ميشود تماشا کردن طولاني مدت به تلويزيون و انجام بازيهاي ويديويي و رايانهاي موجب چاقي در کودکان و بروز مشکلاتي مانند ديابت درآنها ميشود. در تحقيقات پيشين آمده بود نه تنها تماشا کردن تلويزيون انتخابهاي غذايي ناسالمي را در اختيار کودکان قرار ميدهد بلکه کودکان درهنگام تماشاي برنامههاي تلويزيوني تمايل بيشتري به خوردن تنقلات دارند. در این حال است که باعث زيادشدن وزن و صدمه ی به تحرک اطفال وارد میشود.
تحقيقات اخير که بيش از دههزار دختر و پسررا مورد بررسي قرار داد نشان مي دهد که دختران بطور متوسط ده ساعت و پسرها نيز بطور متوسط دوازده ساعت در هفته تلويزيون تماشا مي کنند و دخترها در هفته دوازده ساعت و پسرهاچهارده ساعت فعاليت فيزيکي دارند. به گفته `السي تاوراس` مجري اين تحقيقات از دانشکده طب هاروارد در بوستون آمریکا، تماشاي تلويزيون و فعاليتهاي فيزيکي دو مقوله جدا از هم بوده و مخالفتي با هم ندارند و انتخاب هر يک از اين دو بر اساس يک سلسله مکانيسم هاي تصميمگيري پيچيده صورت ميگيرد.
تلويزيون در خواب کودکان خدشه ايجاد ميکند
روزنامه آلماني دي ولت مينويسد: بر پايه نتيجه يک تحقيق، تلويزيون ميتواند در خواب کودکان پنج تا شش ساله خدشه شديدي ايجاد کند. تحقیقات دانشگاه هلسينکي در فنلاند به اثبات رسانیده است که حتي روشن بودن تلويزيون دراتاق درحاليکه کودک بطورمستقيم برنامه آن را پيگيري نکند نيزدرخواب کودک ايجاد مشکل ميکند. فلمهاي جنايي و وحشتناک تلويزيوني بر خواب کودکان بشدت اثر منفي ميگذارد، چون روان کودک تا کنون آماده برداشت هرنوع موضوعي خارج از فدرت طفلانه اش نيست، بنآ پيشنهاد ميشود که اطفال از تماشاي چنين فلم ها دور نگهداشته شوند.
اهميت اجتماعي تلويزيون
در رابطه به اهميت اجتماعي و خدمت عمومي تلويزيون درسراسرجهان پژوهنده بريتانيايي بنام بلاملر ميگويد، تقريبآ تمام نظام هاي مردم سالار جهان در ساز و کار هاي تلويزيون خود جاي خاص را براي خدمات عمومي منظور داشته اند که نخست راديو و سپس تلويزيون را رسانه هاي ويژه ميشناسند.
تلويزيون با ويژه گي تصويري بودنش، توانسته است که گيرندگان خاص خودرا با خود داشته باشد، همزمان ازنگاه بازار و تجارت پيش تازترنسبت به راديو بوده است. بايد گفت که کارشناسان تلويزيون و راديو به اين نکته تاکيد دارندو نيزمعتقد اند که تلويزيون درتبليغات براي ترويج سياست و فرهنگ يک جامع نسبت به راديو موثراست. به همین لحاض تلويزيون بادر نظر داشت ترویج فرهنگ و برنامه های عامه المنفع و مورد پسند مردم که بیانگر فرهنگ و تمد همان جامعه بود تا سال هاي دهه1980م درکشورهاي غربي واروپايي درچوکات يک سيستم وقاعده خاص نهايت چشمگير بود، ولي آنچه اين سيستم را متحول ساخت تحولات ازعوامل بي ثبات کننده ذيل ناشي شده:
پيدايش فناوري هاي جديد که افزايش کانال هاي مختلف و برنامه هاي مختلف، افزايش برد کانال ها، زمينه پخش برنامه ها، آگهي هاي تجارتي خارجي به داخل کشور ها البته با سياست هاي مخالف زمينه آنرا فراهم ساخت تا افراد این کشور ها دچار يک نوع درهم و برهم زده گي در انتخاب برنامه شدند. خودرا در حالت مقايسه با کشور هاي متمدن نهايت کم احساس کردند، يک نوع تخريش روحي به بسياري ازجوامع رخ داد. ازسوي ديگر تلويزيون هاي که داراي برنامه سنتي و فرهنگي بودنددرصدد تغيرات شدند. بسياری از رسانه های تصویری به سوي نوعي بي نظمي و نا بساماني و مشکلات مالي فرستنده هاي با هزينه بلند شدند که در چنين اوضاع واحوال اکثريت تلويزيون بخاطرهراس ازناکامي دست به خصوصي شدند زدند. درحقيقت فقط بخش خصوصي قادربه سرمايه گذاري هاي مهم درين فناوري ها بودند.
بلامرگذاراز نظام قديمي تلويزيون به نظام جديد را در سالهاي دهه 1980 ميداند. درواقع به نظر بسياري ازمفسران، بهبود و توسعه فناوري هاي پخش کيبلي و ماهواره اي، نقش درجه اول را دربي ثباتي نظام هاي سابق تلويزيون ايفا کردند.
ازيک سوميدانيم که اين فناوري باعث تکثير بعضي ازچينل هاي ديگرجوامع بشري شده است. ودرين سالها درآلمان هرشبکه جديد خصوصي ازتوصل به کيبل هاي پديد آمده اند وبه گردانندگان شبکه خصوصي اين امکان را فراهم ساخت تا به آن بخش پخش برنامه هاي تلويزيون راه يابند که تا حال پخش آن ممنوع بود.
ازسوي ديگر، فناوري سيستم کيبل وماهواره به علت نويد هاي که در خود داشت بعضي کشورها را وا داشت تا نويد هاي آنهارابپذيرند که در نتيجه يک تلويزيون چند صد کانالي جهاني بوجود آمد که امروزه آنرا بنام (ستلایت، ديش آنتن) اطلاق ميکنند. چينل هاي تلويزيون مخاطبين خودرا و به همین ترتیب مخاطبين چينل هاي تلويزيوني خودرا نمي دانند، زيرا ازدياد چينل هاي زيادموجب شده که بيننده ها دراثناي تماشا درهرلحظه چندين کانال را تغير و تبديل کنند. بيشتر ازبيننده ها هنگام تماشاي تلويزيون يک نوع سرگردان و نا قرار ميباشند بخاطر که آنها هراس دارند تا کدام برنامه جالبتررا ازدست ندهند.
تلويزيون هم بلا است و هم فلاح
امروزه فاميل ها اکثرآ از دستگاه تلويزيون به ميزان زياد استفاده ميکنند. با تغيرات و تنوع عميق که در چند سال گذشته در تلويزيون روي داده است، موقع آنست که نگاهي تازه به نحوه پرداختن کودکان وجوانان به تلويزيون بياندازيم. باوجود توسعه بسيارفن آوري جديد در عرصه سرگرميها( ويديو گيم ها و انترنيت)، تلويزيون بيننده دايمي خود را دارد.
اين روزها نگرانيهاي شديد دررابطه به تاثيرات منفي و جنبه هاي مضرتماشاي بيش از حد تلويزيون در پسران و دختران تحت سنين 20 سال افزايش يافته است، در حقيقت با گسترش راههاي دريافت برنامه هاي تلويزيوني ازماهواره هاي کيبلي، تليفون هاي دستي، دسترسي اطفال و جوانان به آهنگ ها و صحنه هاي نيمه برهنه و صحنه هاي غير اخلاقي ازفلم ها، نگراني عامه مردم را روزافزون ساخته است.
علي الرغم بسياري از والدين حتي نميدانند که فرزندانشان چه چيزي تماشا ميکنند; ازنظر منطقي هم باقراردادن تلويزيون دراتاق کودکان (بعضي ازفاميلهاي که قدرت آنرا دارند) موقع انرا مساعد ميسازند که کودکان ازتلويزيون به خواست خودشان چه آگاهانه و غيرآگاهانه برنامه هاي آنرا را تماشاکنند، با اين شيوه تلويزيون کودکان را بيشتر به بخش هاي تفريحي و سرگرمي(حتي به خرافات) دعوت ميکند و بالاخره درحدي ميرسد که ديد اطفال نسبت به تلويزيون انتقادي وآموزشي نه بلکه تفريحي وخرافاتي ميشود وهربرنامه تلويزيون را بدون با درنظرگيري پيام و محتواي آن دورازهدف تماشا ميکنند..
گفته ميشود که تلويزيون هاي خصوصي امروزي درافغانستان درعرصه رشد فرهنگ و شناخت جهان به ميزان ناچيزکارکرده است. بيشتر ازاوقات کودکان قرباني تماشاي فلم هاي
کارتون، موسيقي و فلمهاي سينما و هنري ميشوند. آموزگاران همواره نگران اين مسله بودند که تماشاي تلويزيون ممکن جايگزين مطالعه کودکان شود وبه فعاليت هاي صنفي آنها لطمه وارد کند. بسياري ازمنتقدان تلويزيوني ، استدلال کرده اند که تلويزيون با حضورش در خانواده بيشتر با عث تلف شدن اوقات بزرگسالان نيز شده است .بااين حال ، پژوهشگران تلويزيون مدعي هستند که اکثريت از آموزگاران خود آغوشته به تلف دادن وقت شان ،همانا تماشاي بيش ازحد تلويزيون و بحث کردن درمورد برنامه ها و به خصوص سريالها ، درمجمع هم قطاران شان که در مکتب و محل تدريس شان است، شده اند.
ازسوي هم نشرسريالهاي تلويزيوني خارجي که مملو ازاحساسات عشقي ميان دخترها و پسرها که حامي فرهنگ و سنت بيگانه و دورازمذهب کشورماست، منجر به آن شده که کودکان و نوجوانان علاوه بر ازدست دادن وقت شان در پاي تلويزيون، بعد ازتماشاي سريال ها چه درخانواده و مکتب ساعت ها به جر و بحث پرداخته اند.
به باور معتقدين، تلويزيون بخش لاينفک اثاث اکثر خانواده هاست، به اين ترتيب بسياري از کودکان در دنياي متولد ميشوند که ازآغاز، تلويزيون حضوردارد. دراين باره منابع مختلف نشان داده است که کودکان بين سنين سه الي چهار سالگي شروع به تماشاي تلويزيون مينمايند و به طورمنظم رفته رفته از سن شش سالگي، افزايش سريع و فراواني مينمايد.
تلويزيون نه تنها مضر نيست بلکه مفيد هم است، تلويزيون باوجود مزاياي مفيدش، همواره مضربه تصويرکشانيده شده که لازم ميدانم بگويم " افراط دراستفاده ازتلويزيون کيفيت و کارايي مثبت آنرا تحت سوال ميبرد. ومقوله که ازدير ميان مردم مروج است درتاييد بااينکه ميگويد "هرچه ازحد بگذرد رسوا شود" صدق ميکند. برحال تلويزيون ميتواند تجربيات بسياردراختيارکودکان قراردهد و نبايد همه تجربيات که تلويزيون در اختيار کودکان و جوانان ميگذارد بد تلقي شود. به و اقع هم ،تلويزيون ميتواند کودکان را با علوم آشنا کند و آنهارا از مزاياي ديگربهره مند سازد. تلويزيون وسيله نيست که همواره براي کودکان وجوانان مضرباشد، همچنين تاثيرات تلويزيون برکودکان ميتواند بستگي به اين داشته باشد که چه نوع برنامه ها را تماشا ميکنند.
ازنظرتاثيرات فکري، ميتوان گفت که تماشاي تلويزيون مهارت هاي گفتاري، همکاري با ديگرکودکان، ترحم به حيوانات(باديدن کارتونهاي که دورازخشونت است)، بازيهاي تخيلي، درک داستان ها، مشکلات وسهولت هاي زنده گي اجتماعي، آگاهي ازاجتماعي که خودش در آن زند ه گي ميکند، مقايسه وضعيت کشورش با ديگر کشور ها و آمثال آن...
روي هم رفته ،وقتي اطمينان حاصل نموديم که اکنون کودکان بي هدف و بي برنامه تلويزيون را تماشا نمي کنند، اينجاست بايد درک کنيم که ميزان مضريت تلويزيون کاهش يافته و ديد انتقادي کودکان تحکيم يافته است. همچنين والدين به طوراخص مسوليت دارند تا بينيش مثبت از تلويزيون را درروان کودکانشان تقويت بخشند (ازراه هاي تشويق آنها به ديدن برناهه هاي آموزشي و علمي...) با اين کمک کودکان ميتوانند استفاده کننده گان دقيق تر و حساس تر تلويزيون باشند، به طوري که کيفيت هاي مثبت آنرا تشخيص دهند و از کيفيت هاي منفي آن پرهيز کنند.
استفاده بيش از اندازه کودکان از اينترنت و تلویزیون
والدين در کشور های اروپایی معتقدند که فرزندانشان زمان زيادي را براي استفاده ازاينترنت صرف مي کنند. بر اساس یک بررسی تحقیق کلی که رسانه فاوانيوز انجام داده امده است که چهل نه درصد والدين نيز معتقدند که فرزندانشان زمان زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي کنند که اين آمار درمقايسه با استفاده از اينترنت بيشتر رخ مي نماياند. همچنين نتيجه ديگري که براساس اين بررسي مشخص شد، نشان مي دهد تقريبا نيمي ازافراد زير 24 سال از پيام کوتاه تلفن همراه که يک روش محبوب و البته گران به شمار مي رود، براي تفريح خود استفاده مي کنند. مطابق اين بررسي، نوجوانان به شدت بر اين باورند که اينترنت براي مطالعات آنها ضروري است و اين درحاليست که والدين آنها اکثرا در اين مورد شک دارند و مي گويند استفاده ازاينترنت هيچ تاثيري برنمرات امتحانات فرزندانشان ندارد. بيشترازوالدين، ممنوعيت استفاده از اينترنت را به عنوان تنبيه براي فرزندانشان برگزيده اند. درافغانستان نيز ميتوان استفاده انترنيب درخانه را بايد تحت کنترول داشت، زيرا نه تنها انترنيت براي اين جامع قبل ازوقت بوده بلکه تلويزيون هم با فرهنگ غربي آن وارد اين سرزمين شده است. لذا، انترنيت سهل ترين شيوه براي دستيابي به مطالب نامطلوب نسبت به تلويزيون است.
انترنيت:
در مورد آينده اينترنت و تاُثير آن بر جوامع بشري ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد.ديدگاه هاي خوش بينانه معتقدند که اين شبكه در نهايت باعث آگاهي بيشتر ملت ها شده و آنها را از تاريكي جهل استبدادي و استعماري نجات خواهد داد. جريان آزاد اطلاعات رژيم هاي خودكامه و استبدادي را متزلزل ساخته وبا اشاعه اطلاعات سانسور نشده، مردم را در اين امر ياري خواهد كرد. اين بزرگراه ها باعث خواهد شد كه ملت ها و گروه ها از درد و رنج هاي يكديگر آگاه شوند وبراي همبستگي ورفع مشكلات خود تلاش كنند. دولت هاي ضعيف نيازي براي سرمايه گذاري زياد براي كسب اطلاعات علمي وترجمه و انتقال تكنولوژي نخواهند داشت. زيرا اينترنت خود محيط مناسبي براي انتقال سريع واطلاعات علمي خواهد بود. درمقابل، ديدگاه هاي بدبينانه وجود دارند كه اين شبكه را نيز همانند ديگر پيشرفت هاي علمي، در نهايت به نفع ابرقدرتها واستكبار جهاني مي دانند و سعي در مطرح كردن نقاط منفي آن براي جهان سوم دارند. بعضآ براین معتقند با وجود پيشرفت هاي تكنولوژي و علمي، از جمله رشد عظيم سخت افزار و نرم افزار ارتباطات و اطلاعات طي چند دهه گذشته، اكثريت عظيم اين دهكده جهاني در شرايط نامطلوب بي سوادي، بيماري، گرسنگي، بيكاري و سؤتغذيه به سرمي برند و هنوز از ابزارهاي اساسي ارتباطات و دانش محرومند. به طور كلي در تاريخ بشري نظام سلطه با پيشرفت تكنولوژي و علم هرگز از بين نرفته و بلكه از نظر مشخصات ظاهري، خودرا منطبق با عصر ساخته ،همواره قدرتمند و دارا به استعمار واستثمار فقير و ضعيف پرداخته است. در عصر آينده نيز صاحبان و ثروتمندان اطلاعات ، فقراي اطلاعات را استثمار كرده و به سلطه خود ادامه خواهند داد. نظام جهاني استكبار سعي در يكسان سازي فرهنگي و غلبه فرهنگ خود بر ملل جهان سوم را خواهد داشت و در اين راه از هيچ كوششي فروگذاري نخواهد كرد. آنچه مسلم است خوش بيني و بدبيني مطلق در برابر اين پديده صحيح نيست. بلكه بايد بيطرفانه و بدور از تعصب به نقد جنبه هاي مختلف اينترنت پرداخت. به هر حال بزرگترين تحول بشري در حال وقوع است و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم در برابر اين سيل بنيان كن قرار گرفته ايم. اين ضرورت و اجبار است و انتخابي در كار نيست.
بطور كلي شبكه جهاني اينترنت در اختيار و يا كنترل كسي نيست. هر عضو اين شبكه اطلاعاتي را كه بخواهد در اختيار ديگران قرار دهد وارد سيستم مي كند و از اطلاعات موجود در شبكه نيز استفاده مي كند. يعني هم توليد كننده اطلاعات است و هم استفاده كننده آن. با توجه به اينكه اينترنت يك شبكه توزيع شده مي باشد و در يك جا متمركز نيست، مديريت در آن نيز كاملاً غير متمركز و توزيع شده مي باشد. ورود بي كنترل اطلاعات به شبكه اينترنت نشان دهنده وجود نوعي هرج و مرج در اين شبكه است كه باعث گريز گروههايي از اينترنت و همچنين استقبال گروههاي ديگري از آن شده است. نكته مهمي كه مطرح است اين كه چه اطلاعاتي مبادله مي شود و سود و زيان آن چيست؟ اينترنت در بخشهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، علمي و ... چه كارآييهايي دارد و فوايد آن براي ما چيست؟ زيانهايش كدام است؟ آيا اصولا ما مي توانيم حق انتخاب داشته باشيم يا در چرخ حركت كلي جهان مجبور به حركت هستيم و تنها شتاب اين حركت به اراده ما بستگي دارد؟ گستردگي استفاده از اينترنت مي تواند نشان دهنده تنوع كارآيي آن هم باشد. افراد عادي جامعه، بازرگانان، متفكران، سياستمدران، توليد كنندگان صنعتي و كشاورزي، گروههاي سياسي و اجتماعي، دانشمندان، پزشكان، مراكز علمي، كتابخانه ها، مراكز خبري، نهادهاي دولتي، مراكز هنري و ... كه به اينترنت مي پيوندند هر يك انتظارات خاصي از اين وسيله فراگير ارتباطي دارند و هزينه هاي لازم را كه چندان هم كم نيست مي پردازند تا بتوانند اطلاعات مورد علاقه خود را مبادله كنند. روي آوردن چنين طيف وسيعي به اينترنت نشان مي دهد كـارآيي اين ابـزار به گونه اي است كـه مي تواند انتظارات آنها را برآورده كند. اما با توجه به اين كه در شبكه اينترنت همه مي توانند اطلاعات دريافت و ارسال كنند و هيچ كنترل مركزي ويا تمركز اطلاعاتي وجود ندارد بسياري از شركتها و يا افـراد سودجو از ايـن شبكه استفاده كـرده مطالب و تصاوير غير اخلاقي را وارد شبكه مي نمايندو راه را براي استفاده نادرست از اين شبكه باز مي كنند. اين سؤاستفاده ها عملا مشكلاتي را در راه بـهره بـرداري درست هـمگاني از اينترنت ايـجاد كـرده است. چـه بسيار خانواده هايي كه در مناطق مختلف جهان از امكان انحراف فرزندانشان از طريق اينترنت نگران هستند. گسترش خلاف کاری (دسترسی به منابع غیر اخلاقی) از طريق اينترنت تنها مورد استفاده از اين سيستم نيست اشاعه افكار نادرست همچون انديشه هاي نژاد پرستانه و ارتباط گروههاي خراب کار با يكديگر و امثال آن نيز از جمله نكاتي است كه در اين مورد مطرح مي شود. سؤاستفاده هايي كه از طريق اينترنت صورت گرفته است، بسياري از دولتهاي جهان را خواه در اروپا و خواه در آسيا و ساير مناطق، برآن داشته است تا اهرمهاي نظارت و كنترل براي استفاده كنندگان، وضع كنند. همه دولتهاي جهان بر اين اعتقادند كه بايد با تبعات و آثار منفي اين شبكه مقابله كرد، البته برخي از گروهها با هر نوع كنترل و نظارت مخالفند و آن را گامي در جهت سركوب آزاديهاي دموكراتيك مي دانند.
اما امروز پس از تحول در شبكه اينترنت و كاربردهاي وحشتناكي كه از طريق آن صورت گرفته و همچنين آثار و تبعات مخربي كه در پي داشته است، رجال سياسي، فرهنگي و امنيتي را بر آن داشته است تا نگراني خود را از اين انقلاب اطلاعاتي و ارتباطي مهم ابراز دارند، و ضرورت مقابله با خطرهاي ناشي از آن را مورد توجه قرار دهند. از سوي ديگر آنها در جستجوي يافتن راه حلي هستند كه بتواند كاهش ضررهاي اجتماعي ناشي از اينترنت را تضمين كند. در همين زمينه به ذكر برخي از نمونه هاي سياسي، فرهنگي، اخلاقي و... اشاره مي كنيم: عربستان به دولت لندن اعتراض مي كند كه جلو فعاليت مخالفان رياض را بگيرد. مخالفان رياض در لندن نه تظاهرات مي كنند و نه روزنامه و نشريه اي منتشر مي كنند. آنها هر روز از طريق بزرگراههاي اطلاعاتي وارد قلمرو سلاطين و شاهزادگان رياض مي شوند و صرفاً در برابر كانونهاي مورد نظر خود، درنگي كوتاه مي كنند. همين و بس. مخالفان رياض از طريق اينترنت اخبار تحولات سياسي، اقتصادي، بازداشتها و رسواييهاي حكومت رياض را براي كامپيوتر هاي متصل به اينترنت در عربستان، ارسال مي كنند.
آنها به دنبال دائر كردن يك بولتن الكترونيك از اخبار عربستان براي كل جهانند. طبق يك تحقيق ظرف شش ماه ۴۵۰ هزار و ۶۲۰ قطعه تصوير و متن نوشتاري پورنوگرافيك (عکس های غیر اخلاقی)، ۶ ميليون و۴۳۳ هزار و۲۹۷ بار توسط دريافت كنندگان- فقط در آمريكادريافت شده است. البته اين آمار مربوط به ۵ سال پيش مي باشد. در آسيا، پليس جاپان جوان ۲۶ ساله اي را كه اقدام به ارسال تصاوير غير اخلاقي از طريق اينترنت كرده بود را بازداشت كرد. براي اين جوان علاوه بر ۲ سال زندان، ۲۵ هزار دلار نبز جريمه تعيين شد. آلمان يكي ديگر از كشورهاي است كه خشم خود را در برابر فضاي كامپيوتري اعلام كرده است. يكي از شديدترين انتقادها در سال ۱۹۹۵ در خلال مرافعه مشهوري بود كه دادستان كل ايالت باير اعلام كرد؛ دادستان اين ايالت گفت كه ۲۰۰ گروه خبري اطلاعات و اخبار غير اخلاقي را از طريق اينترنت مبادله مي كنند ، اين امـر مخالف قـوانين آلمان است .
اينترنت در عين حال به محل قرار سران قاچاق مواد مخدر هم تبديل شده است. آمـوزشهاي تسليحاتي، نقض حق چاپ محفوظ است را از طريق وارد كردن آثار به اينترنت، سرقت اطلاعات و باج گيري از افراد، دستبرد به بانكها و مسدود كردن حسابها به نفع سارقان اينترنتي، هك و نفوذ به سيستم هاي اطلاعاتي و ... از عوارض حركت در بزرگراههاي اطلاعاتي است. به گفته يكي از ماُمورين FBI يك گروه كه به گفته وي از اهالي اروپاي شرقي مي باشند تاكنون موفق شده است اطلاعات بيش از ۵ ميليون كارت اعتباري را به دست آورد و احتمالاً به زودي به صورت ناگهاني وارد عمل شده و به شدت به اقتصاد آمريكا ضربه خواهد زد. خبري كه ماه قبل در سايت BBC پخش شد خبر از راه اندازي يك مدرسه ويژه براي آموزش آكادميك علوم مربوط به نفوذ به کمپيوتر در فرانسه بود. يا به قولي يك مدرسه تبهكاري اينترنتي كه حتي يك پسر ۱۴ ساله هندي با انتشار كتابهاي با تيراژ ميليوني به آموزش هك مي پردازد.
تمامي دولتها در كشورهاي مختلف جهان تلاش كرده اند تا نسبت به شبكه هاي پخش و نمايش الكترونيكي، اهرمهاي نظارتي و كنترل را قرار دهند تا از استفاده سؤ از اين وسيله علمي كه هدف آن خدمت به انسان است، نه خيانت، جلوگيري شود. اما برخي از انتقادها و اعتراضها در اين خصوص وجود دارد كه خواستار متوقف ساختن اين نظارت است، و ادعا مي كنند كه اين اقدامات مخالف آزادي بيان و انديشه است و آن را به عنوان يكي از آفتهايي مي دانند كه اينترنت را تهديد مي كند اينترنت پديده جنجالي جديدي است، و دنياي عجيب ديگري است كه انسان تا در آن سير نكند آن را نمي يابد. اينترنت مرزهاي جغرافيايي را در هم مي شكند، همچنين مي تواند مرزهاي فرهنگي ميان ملتها را درهم شكند. اين مسايل است كه موجب برانگيخته شدن نگراني كشورهاي جهان شده است، و آنها را بر آن داشته است تا اقدامات نظارتي قانوني بر اين شبكه اعمال كنند، و از طريق تلاشهاي مطلوب تبعات و آثار منفي آن را متوقف سازند. اما آيا اين كشورها مي توانند بطور كامل از آثار و تبعات اينترنت رهايي يابند و فقط اطلاعات سالم و مفيد را از آن دريافت كنند؟ آيا اين امكان وجود دارد تا اينترنت به عنوان يك دستگاه اطلاع رساني حقيقي به طوري كه هدفش خدمت به انسان و رشد بشريت باشد ، مورد استفاده قرار گيرد؟ و سؤال ديگر اينكه آيا كساني كه اين وسيله علمي پيشرفته را به صورت ابزاري براي انهدام فرهنگها و ارزشهاي انساني درآورند حاضر هستند تا در اجابت به فشارهاي مخالفان، از اهداف و اقدامات گذشته خود بازگردند؟ كسي نيست تا به اين سؤال پاسخ آري دهد. اين وظيفه دولتها و مراكز فرهنگ ساز است كه به شكل مطلوبي، با افزايش آگاهي و شناخت نسلهاي كنوني و آينده را از خطرات حقيقي كه اينترنت آنها را به شدت تهديد مي كند حفظ كند.
اينترنيت مي تواند در تمام جنبه هاي مختلف زنده گي بشري تآثيرات داشته باشد که ميتوان از جنبه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و آموزشي به شرح زير اشاره کرد:
واگرايي فرهنگي بطور حتمی اينترنت به خاطرتنوع وسيع كاربران، باعث واگرايي فرهنگي خواهد شد. برخلاف نظر عده اي كه معتقدند اينترنت باعث سلطه فرهنگي غرب بركل جهان خواهد شد و جهان يكدستي و يكنواختي فرهنگي و به خصوص از نوع غربي(آمريكايي) آن پيدا خواهد كرد، به علت تنوع فرهنگي جوامع مختلف و امكان نشر آزادانه عناصر فرهنگي، فرهنگهاي منطقه اي حفظ خواهد شد. حتي سلطه زبان انگليسي بر اينترنت نيز دليلي براي سلطه فرهنگي نمي تواند باشد. گسترش مسائل غير اخلاقي، جنبه ديگر تاُثير اينترنت بر فرهنگ اشاعه مسائل غير اخلاقي، تصاوير مستهجن و ديگر مطالب و اطلاعات مضر و منحرف كننده بصورت آزاد مي باشد كه خود اهميت بسياري را در غرب بويژه در بحثهاي اجتماعي اينترنت به خود اختصاص داده و دولتها به طور جدي در حال تصويب قوانيني هستند كه نشر هر گونه مسائل غير اخلاقي را در اينترنت ممنوع كنند.
واضح است كه اين پديده ابتدا بر سرگرميهاي انسان و سپس در آموزش و ديگر جنبه هاي زندگي تاُثير زيادي خواهد گذاشت وهمچنان عده اي از نظريه پردازان معتقدند که اينترنت بيشترين تاثيرات منفي را در بعد فرهنگي بر جوامع مي گذارد. ابعاد و آثار مثبت و منفي زير از نظر فرهنگي مطرح است:
o اطلاع رساني الكترونيك
o آموزش الكترونيك ( دانشگاهها , مدارس و...)
o ارتباط موسسات آموزشي با يكديگر
o منابع علمي ( كتاب ,مقاله , مجلات و...)
o پژوهش از طريق اينترنت
o كنفرانس از راه دور (تله كنفرانس)
o جراحي از راه دور
o اتصال به كتابخانه ها
o پژوهش از طريق مجلات
o سلطه زبان انگليسي در اينترنت واقعيتي غير قابل ترديد است
o توسعه تصاوير خلاف اخلاق
o توسعه پورنوگراف كودكان
o عدم رعايت حقوق مولفان و خلاقان فرهنگي
o مصرف گرايي غربي
o تضعيف ارزشهاي بومي
o تشديد بي هويتي
o از خود بيگانگي
اينترنت بر ارتباطات، آموزش، تفريح، رفاه و ... انسان مؤثراست و در حوزه هاي بسياري آگاهي ها، نگرش ها و رفتارهاي بشري را تحت تاثير قرار خواهد داد. در بحث اجتماعي آثار مثبت و منفي زير بر اينترنت مرتبط است:
o توسعه اشتغال و كاهش بيكاري
o كار تمام وقت
o خدمات ( پست الكترونيك و... )
o خلق اجتماعات مجازي (اجتماعاتي كه هنوز قواعد و مقررات آن مشخص نشده است و خود گردان هستند)
o اينترنت افق تازه اي براي گفتگو ميان فرهنگها گشوده است
o دسترسي به اطلاعات اينترنت خسته كننده و پيچيده و گمراه كننده است و به اجبار بايستي مجموعه اي از اطلاعات را مرور كني
o انسان تك بعدي و گوشه گير
o بيكاري الكترونيك
o بيماري الكترونيك
o شكل گيري فرهنگ زندگي اينترنتي
o زندگي شخصي تهديد مي شود
o مطالعات اخيرنشان مي دهد كه استفاده از اينترنت سبب ايجاد احساس بدبختي، تنهايي و بطوركلي كاهش سلامت رواني مي شود. اشخاصي كه از اينترنت بيشتر استفاده مي كنند دوستي را كمتر حفظ كرده، زمان كمتري با خانواده صحبت مي كنند، استرس هاي بيشتري را تجربه كرده اند و احساس تنهايي و افسردگي مي كنند.
o اينترنت ارتباطات تعاملي را توسعه داده است